Translations into English:

  • transgenic animals   

Example sentences with "جانوران تراژنی", translation memory

add example
تنها برای جوجه مرغ به کار برید؛ برای سایر ماکیان به کار برید ""جانوران کم‌سن"" به علاوه توصیفگر گونه‌هاUse only for chickens; for other poultry use <‧> plus the descriptor for the species
برنامه داريم تا از اون براي زايش جانوران در خطر انقراض استفاده کنيمwe plan on using it to breed endangered species
تنها برای گیاهان به کار برید؛ برای حیوانات به کار برید ""نژادها (جانوران)""Applies to plants only; for animals use
برای انسان‌ها و جانوران به کار می‌رودApplies to humans and animals
منحصر به انسان‌ها؛ برای جانوران به کار برید ""جانوران کم‌سن"" یا ""جانوران نوزاد""Restricted to humans; for animals use <‧> or
جانوران دگرديسheteromorphic
تیمار غیر قانونی جانوران مسابقه به وسیله داروهای محرک یا کندسازIllegal treatment of racing animals with stimulant or depressant drugs
و اگر ما لازم باشه تا تک تک اين جانوران موذي را بکشيم تا اين امر محقق بشه ، ‏and if we need to kill every one of these vermin to settle it
همانطور که يک مرد با ميکروسکوپ ممکنه جانوران را مورد بررسي قرار ميدهthe way a man with a microscope might scrutinize the creatures
او یک مغازه جانوران دریاییخشک شده در بازار دارهhe runs a dried seafood store at the marketplace
نگهداري جانوران از کشتزار دشواري هايي را برايشان پيش آورد اما خوکها مي توانستند. براي هر دشواري چاره اي بيابندTending farm by themselves posed problems for the animals, but the pigs could figure a way around every difficulty
جایگزین‌های شیر برای تغذیه گوساله‌ها و جانوران کم‌سن دیگر؛ برای جایگزین‌های شیر در انسان به کار برید ""جایگزین‌های شیر""Milk substitutes fed to calves or other young animals; for milk substitutes in human feeding use
جایگزین‌های شیر برای تغذیه انسان؛ برای جایگزین‌های شیر تغذیه کننده گوساله‌ها و جانوران کم‌سن دیگر به کار برید ""جایگزین‌های شیر (جانوران)""Milk substitutes in human feeding; for milk substitutes fed to calves or other young animals use
شما جانوران ضعيف ، مقدر شده که براي لذت و خوشي ما جمع شديدyou herded, feeble creatures, destined for our pleasure
رنگ جانوران و حشرات موزي رو هم از بين ميبرهpainting exterminate insects and vermins
تنها برای گونه‌های جانوران کم‌سن به کار برید به جز آنچه در لیست اصطلاحات اخص آمده استUse only for young animals of species other than the ones listed below as NT's
هي ، جانوران كوچيك جنگلhey, little forest creatures
اجازه بده شمارش تعداد جانوران را بفهمهlet him that hath understanding count the number of the beast
مربوط به جانوران؛ برای گیاهان به کار برید ""بیماری‌های گیاهی""of animals; of plants
گزیدگی یا نیش‌زدگی توسط حشرات،مارها یا جانوران دیگرBites or stings inflicted by insects, snakes or other animals
که اين جانوران موذي را نابود کنندto exterminate this vermin
در اين هنگام اسنوبال جانوران را براي سازماندهي جامعه ي نوين راهنمايي مي کرد. جامعه اي که کشتزار جانوران ناميده شدMeantime, Snowball lead the other animals in organizing a new society, which they now named Animal Farm
قدرت طوفان و جانوران زمينthe power of the storm and the beasts of the earth
گیاهان جنگلی که برگ‌ها یا شاخه‌هایشان توسط دام یا جانوران وحشی چیده می‌شودWoody plants whose leaves or twigs are cropped by livestock or wildlife
جسد اونا تا الان بايد بوسيله جانوران از بين رفته باشهcorpses were already ravaged by beasts
Showing page 1. Found 25 sentences matching phrase "جانوران تراژنی".Found in 0.206 ms. Translation memories are created by human, but computer aligned, which might cause mistakes. They come from many sources and are not checked. Be warned.