Translation of "Fund" into Persian
سرمایه, سرمایه – وجه تنخواه- منابع مالی, صندوق are the top translations of "Fund" into Persian.
Fund
-
سرمایه
But, of course, I needed help and funds.
البته خب من نیاز به کمک و سرمایه داشتم.
-
سرمایه – وجه تنخواه- منابع مالی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Fund" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
fund
verb
noun
grammar
A sum or source of money [..]
-
صندوق
nounThis is exactly what the Michigan state pension fund has been looking for.
اين دقيقا همون چيزيه که صندوق بازنشستگي ايالت ميشيگان دنبالش ميگشت!
-
پول
nounAfter all, that's how I funded my college years.
بهر حال این راهی بود که من پول تحصیلام را در آورده بودم.
-
حساب
nounAnd then they're gonna kill her as soon as the funds clear.
و به محض اینکه پول به حساب شون واریز بشه اونو میکشند
-
Less frequent translations
- پشتوانه
- (انگلیس - جمع - با: the) اوراق قرضه ی دولتی
- (برای انجام کاری) پول اختصاص دادن
- (برای پرداخت اصل یا فرع وام) وجه تامین کردن
- (جمع - پول یا معادل آن که برای کار بخصوصی کنار نهاده شود) وجه (وجوه)
- (پول)گردآوری کردن
- به حساب ریختن
- به صندوق واریز کردن
- بودجه (به منظور خاص)
- بودجه تامین کردن
- تبدیل به قرضه ی مستمر کردن
- تبدیل به وام دراز مدت و بهره دار کردن
- جذب سرمایه
- سازمانی که این نوع صندوق ها و حساب های ویژه را سرپرستی می کند
- وجه، وجوه اختصاصی، صندوق، منابع مالی
Phrases similar to "Fund" with translations into Persian
-
آي.ام.اف · صندوق بین المللی پول (بخشی از سازمان ملل) · صندوق بینالمللی پول
-
موجودی
-
پشتوانه
-
صندوق بينالمللي توسعه كشاورزي
-
بدهی دراز مدت، قرض مستمر، دین مستمر
-
مآزاد وجوه مستقل، مآزاد صندوق
-
وجوه وام دادنی
-
مفهوم گردش وجوه
Add example
Add