Translation of "Liberalization" into Persian
آزاد سازی, ازاد کردن, ترقی خواهی are the top translations of "Liberalization" into Persian.
liberalization
noun
grammar
(US) The process or act of making more liberal. [..]
-
آزاد سازی
The process or act of making more liberal.
Electricity was also very helpful in liberating women.
نیروی برق در آزاد سازی زنها نیز نقش به سزایی داشت.
-
ازاد کردن
-
ترقی خواهی
The process or act of making more liberal.
-
Less frequent translations
- ترقیخواه کردن
- لیبرال کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Liberalization" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "Liberalization" with translations into Persian
-
فمینیسم لیبرال
-
(در اصل) هفت موضوع درسی که در آموزش کلاسیک و دوران رنسانس مورد تاکید بود · (دردانشگاه های امریکا و انگلیس و کانادا) دروس علوم انسانی (ادبیات و فلسفه و غیره و علوم پایه : ریاضی و فیزیک و غیره - در برابردروس عملی یا فنی یا حرفه ای مانند حسابداری و کامپیوتر و غیره) · آموزش و پرورش آزادگر · علوم انسانی · علوم مقدماتی
-
آزادسازی اقتصادی
-
علوم مقدماتی
-
(تفسیر یا ترجمه) آسان گیرانه · (در اصل) در خور آزادگان · (هوادار اصلاحات و پیشرفت و آزادی های فردی) آزادیخواه · آزاد · آزاد اندیش · آزاد ساز · آزادمنش (دارای گذشت و تحمل نسبت به کسانی که دارای عقاید و باورهای دیگری هستند) · آزاده · آزادوار · بخشنده · حزب لیبرال کانادا · خالی از تعصب · خوش قیافه · دست و دل باز · دهشگر · دهنده · راد · رهایی بخش · زیاد · سخاوتمند · سخی · سزاوار آزاد مردان · صاحب کرم · طرفدار لیبرالیسم · غیر متعصبانه · فراوان · لیبرال L( -10 بزرگ) حزب لیبرال انگلیس · مترقی · ناسنت گرای · نظام جمهوری و مردمی (در برابر نظام های شاهی یا اشرافی و غیره) · وابسته به حزب لیبرال L( -11 بزرگ) عضو حزب لیبرال · وابسته به علوم انسانی · وارسته · وافر · پیشروی گرای · گشاده دست
-
سازمان رهایی افغانستان
-
بینالملل لیبرال
Add example
Add