Translation of "Meeting" into Persian
جلسه, جلسه- ملاقات, برخورد are the top translations of "Meeting" into Persian.
The name of a device profile that handles incoming calls when the calendar indicates that the current time is busy (the user is in a meeting).
-
جلسه
nounI meant to ask you a question in the meeting but I missed out.
می خواستم یک سوال ازت بپرسم توی جلسه ولی یادم رفت.
-
جلسه- ملاقات
You know, there's an Overeaters Anonymous meeting here at the hospital.
ميدوني ، اينجا جلسات ملاقات و صحبت براي افراد پرخور برگذار ميشه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Meeting" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Present participle of meet. [..]
-
برخورد
nounencounter between people
After each meeting Grigory was seized with yearning for her.
گریشکا، پس از هر برخورد، دلهرهای پرسوز احساس میکرد.
-
انجمن
nounpeople at such a gathering
So, uh, gonna find a meeting when you get there?
پس ، يه انجمن اونجا پيدا ميکني وقتي رسيدي ؟
-
دیدار
encounter between people
Cyber activists want to meet with the Supreme Leader.
سایبریها دیدار با رهبری را میخواهند.
-
Less frequent translations
- نشست
- اجتماع
- همایش
- جلسه
- ملاقات
- مجلس
- قرار
- گردهمایی
- مجمع
- برخوردگاه
- (محل) برخورد
- (محل) تلاقی
- (کلیسای مورمون و کوایکر و غیره) گردهمایی نیایشی
- محل گردهمایی
- هم دیدارگاه
- یک سلسله مسابقات اسب دوانی یا سگ دوانی (که طی چند روز در محل واحدی برگزار می شود)
Images with "Meeting"
Phrases similar to "Meeting" with translations into Persian
-
(به طور موثر) رسیدگی کردن · (دید یا چشم و غیره) به هم دوخته شدن 1 · (نادر) سزاوار · آشناشدن · از عهده برآمدن · انجام دادن · انجمن کردن · برآورده کردن · برخوردن به · به هم خوردن · تجربه کردن (چیز ناخوشایند) 0 · تلاقی کردن · تماس حاصل کردن · تماس گرفتن · جلسه · جلسه تشکیل دادن 2 · درخور · دیدار · دیدار کردن · دیدارگاه 4 · روبرو شدن با · سوار کردن · شرکت کننده در گردهمایی · محل گردهمایی · مسابقه · مصاف کردن · معرفی شدن · ملاقات كردن · ملاقات کردن · مناسب · مواجه شدن با · ناورد · نشست · همداوی 3 · هنگام ورود کسی یا چیزی حضور داشتن · پاسخ دادن · پیشواز رفتن · کفاف دادن · گرد هم آمدن (برای معامله یا مذاکره وغیره) · گردهمایی (به ویژه ورزشی)
-
تاجايتحا نتشاد
-
(عامیانه - لباس یا رفتار یا سخن و غیره) در خور یکشنبه · ترگل ورگل · رسمی
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
تجمع عظیم · هم آیند بزرگ · گردهمایی همگانی
-
پیچ امین الدوله
-
چقدر خوب است بالاخره شما را ملاقات کردم.
-
جلسه ی بازنگری وضعیت