Translation of "Monkey" into Persian
میمون, میمون, بوزینه are the top translations of "Monkey" into Persian.
The ninth of the 12-year cycle of animals which appear in the Chinese zodiac related to the Chinese calendar. [..]
-
میمون
nounThe child was feeding the monkey with the banana.
آن بچه به میمون موز می داد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Monkey" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(rare, pejorative, slang) A dark-skinned person, especially a person of, or primarily of, Negro descent. See also nigger and/or jigaboo. [..]
-
میمون
nounprimate [..]
The child was feeding the monkey with the banana.
آن بچه به میمون موز می داد.
-
بوزینه
nounprimate
I was almost choked with the filthy stuff the monkey had crammed down my throat.
از آن چیز پلید که بوزینه در دهانم فرو برده بود نزدیک بود خفه شوم.
-
کپی
nounprimate
-
Less frequent translations
- شیطنت کردن
- ميمون
- شیطنت
- مقلد
- قوز
- meymun
- نخستیها
- نوادرآر
- گپی
- تخس
- وصله
- شر
- (از ریشه ی عربی : میمون)
- (امریکا - عامیانه - با: with یا around یا around with) دست ور کردن
- (مکانیک) بخش متحرک ماشین و ابزار (مثلا وزنه ای که در دستگاه شمع کوب بالا می رود و ضربه وارد می آورد)
- (نادر) تقلید درآوردن
- (کودک) شیطان
- آدم مقلد
- آدم میمون صفت
- انگولک کردن
- بازی خرکی کردن
- تقلید کردن
- خز میمون
- مایه ی صد من شیر
- ور رفتن
- پرسه زدن
- کردن
Images with "Monkey"
Phrases similar to "Monkey" with translations into Persian
-
(گیاه شناسی) میمول (جنس Mimulus از تیره ی Figwort که گل آن شبیه گل میمون است)
-
(گیاه شناسی) کاج شیلی (Araucaria araucana که گیاه زینتی از دسته ی کاج های مطبق است) · آروكاريا امبريكاتا · آروکاریا آروکانا · كاج شيلي · گياه معماي ميمون
-
اثر صدمین میمون
-
(جانورشناسی) میمون گنو (Cercopithecus sabaeus - زمین زی و دارای دم دراز و موهای متمایل به سبز)
-
پل شناور
-
میمون وروت
-
(جانور شناسی) میمون جارزن (انواع میمون های دم دراز جنس Alouatta و تیره ی Cebidae - بومی نواحی گرمسیر و جنگلی امریکا)
-
خزمیمون کلاهسیاه