Translation of "SLIP" into Persian
لغزش, اشتباه, خطا are the top translations of "SLIP" into Persian.
SLIP
An encapsulation of the Internet Protocol designed to work over serial ports and modem connections.
Automatic translations of "SLIP" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
Add translation
Add
"SLIP" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for SLIP in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Translations with alternative spelling
slip
verb
noun
grammar
(obsolete) Mud, slime. [..]
-
لغزش
nounWhen it is the heart which is slipping, one does not halt on the downward slope.
هنگامی که نوبت لغزش به دل میرسد آدمی روی سرازیری نمیایستد.
-
اشتباه
nounTwo slips so far in one half hour.
تا اینجا دو اشتباه، در طول نیم ساعت.
-
خطا
He never made a slip
هرگز دچار خطا نشد.
-
Less frequent translations
- قلمه
- برگه
- لغزیدن
- باریکه
- برگ
- نوار
- افتادن
- سریدن
- دزدیدن
- اشکوخیدن
- انگوب
- بازماندگی
- تراندن
- شخشیدن
- لیزاندن
- ورمالیدن
- دوغاب
- سراندن
- نوباوه
- جابجایی
- تصادف
- موقعیت
- (از بند و غیره) رها شدن
- (از یاد) رفتن یا بردن 4
- (استخوان و غیره) در رفتن
- (به آسانی) حرکت کردن
- (به سرعت) گذشتن
- (جامه را به آسانی) در آوردن
- (زمین شناسی) زمین لغزش
- (زمین یا صخره) جابجا شده 2
- (زنانه) زیرپوش بلند
- (سفالگری) گل شل
- (سلامتی جسمی و روانی) بدتر شدن
- (سگ) افسار سگک دار 2
- (غش و خواب و غیره) فرورفتن
- (فرصت و غیره) از دست دادن
- (فرق میان ظرفیت اسمی و واقعی) کم آیند 1
- (فلز کاری) بلور شکنی
- (لیز خوردن و) افتادن
- (مکانیک) بکسواد
- (نادر) زیر سبیلی رد کردن
- (هواپیمایی) رجوع شود به sideslip 2
- (پارچه) نواره
- (کشاورزی) قلمه
- (کشتی را) از لنگر آزاد کردن 9
- (کمی) نزول کردن
- (یواشکی) حرکت کردن
- (یواشکی) گذاشتن
- آبراه لنگرگاه 1
- آفگانه کردن (رجوع شود به slink) 7
- از جادررفتن
- اشتباه کردن
- انحراف 8
- به سرقت بردن
- بچه انداختن
- بکسواد کردن 0
- بی ترتیبی
- تختگاه کشتی سازی 0
- تکه ی کاغذ
- جابجا شدن 8
- جابجا کردن
- جوان باریک اندام
- جیم شدن
- حادثه 9
- خاک لغزش
- داخل کردن
- داخل یا خارج شدن
- در آمدن 6
- در رفتن
- دراشتباه بودن
- دستبرد زدن
- رجوع شود به half slip 4
- رجوع شود به petticoat 5
- روبالشتی 6
- روکش متکا
- زیر پیراهنی 3
- زیرپوش رکابی
- سر خوردن
- سر خوری
- سهو کردن
- سهی قد
- سپری شدن
- غلط بودن
- غلط دستوری
- فلنگ را بستن
- قلمه بریدن (از درخت)
- لبه ی اسکله
- لخشاندن 3
- لخشش 7
- لغزش بلور
- لغزیدن (و افتادن)
- لیز خوردن
- لیز خوری
- مرتکب لغزش شدن
- ندیده گرفتن 5
- نیمکت باریک
- نیمکت کلیسا
- پایین رفتن
- پس رفتن 0
- پوشیدن (با: into یا out of یا on یا off)
- کساد شدن 1
- گل آبکی
- گمراه شدن
Phrases similar to "SLIP" with translations into Persian
-
حرکت خاک · خاكسره
-
(روان شناسی) لغزش فرویدی · لغزش روان نما
-
جیم شدن · در رفتن · فرار کردن · منقضی شدن · همراه رفتن · گذشتن
-
لغزش زبان
-
فیش بستانکاری
-
(برق) حلقه ی لغزان · حلقه ی اصطکاک
-
برگه ی فروش · رسید فروش · قبض خرید
-
(دوزندگی) بخیه ی نامرئی
Add example
Add