Translation of "Settle" into Persian

تسویه, فرونشستن, قرار دادن are the top translations of "Settle" into Persian.

Settle proper

a town in North Yorkshire, England.

+ Add

English-Persian dictionary

  • تسویه

    Moreover, the settling of the estate is not yet done

    از طرفی هنوز تسویه حساب میراث پدر شارل نشده است.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Settle" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

settle verb noun grammar

(archaic) A seat of any kind. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • فرونشستن

    verb
  • قرار دادن

    verb
  • ماندن

    verb
  • Less frequent translations

    • تسویه کردن
    • نشستن
    • خواباندن
    • واریز
    • جادادن
    • فروافکندن
    • واري
    • کوچاندن
    • کوچیدن
    • پذیرفتن
    • (از حرکت) باز ایستادن
    • (با: on یا upon - ملک و غیره را) واگذار کردن
    • (تاریکی یا مه و غیره) فراگرفتن 5
    • (جانور) آبستن کردن 3
    • (حساب یا بدهی و غیره) واریز کردن
    • (خاک و غیره) نشست کردن
    • (معده یا اعصاب یا فکر و غیره) آرام کردن یا شدن
    • از پا درآوردن
    • استوار کردن
    • اسکان دادن
    • اصلاح کردن
    • ایستا شدن 4
    • ایستا کردن
    • برطرف کردن
    • به نتیجه رساندن
    • تثبیت کردن
    • ترتیب دادن
    • تسکین دادن
    • تصميم گرفتن
    • ته نشین
    • ته نشین کردن یا شدن
    • جای گرفتن
    • جایگزین کردن یا شدن
    • حکم کردن
    • ختم کردن
    • دادن (با سند قانونی) 2
    • رحل اقامت افکندن
    • رسوب کردن
    • رسیدگی کردن
    • سامان بخشیدن
    • سامان مند کردن
    • ساکن کردن یا شدن
    • سر و سامان دادن
    • سفت کردن یا شدن
    • غرق شدن
    • فرو رفتن
    • فرو نشستن
    • قبول کردن 7
    • قرار گرفتن
    • ماندا کردن
    • ماندنی شدن
    • ماندگار شدن 5 - فرونشاندن
    • مستقر شدن
    • مستقر کردن
    • مسکن گزیدن
    • مقرر داشتن
    • مهاجرت کردن
    • نیمکت چوبی (که معمولا زیر آن مانند صندوق است)
    • هم فشرده شدن 6
    • پابرجا کردن
    • پایا کردن
    • پایان دادن (به اختلاف یا تردید و غیره) 0
    • پایدار کردن
    • پرداختن 1
    • کوچ کردن (و ساکن شدن در محل)

Phrases similar to "Settle" with translations into Persian

Add

Translations of "Settle" into Persian in sentences, translation memory