Translation of "abiding" into Persian

ابدی, برقرار, جاودانه are the top translations of "abiding" into Persian.

abiding adjective noun verb grammar

Continuing; lasting. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ابدی

    adjective
  • برقرار

  • جاودانه

  • Less frequent translations

    • مانا
    • ماندگار
    • همیشگی
    • پایا
    • پایدار
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "abiding" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "abiding" with translations into Persian

  • ساکن · مقیم
  • (قدیمی) اقامت کردن · ایستادن · ایستادگی کردن · باقی ماندن · به سر بردن · تاب آوردن · تحمل کردن · جلو آمدن · خانه کردن · در انتظار ماندن · دوام آوردن · ساکن شدن · ماندن · مدارا کردن · منتظر بودن · منتظر شدن · منتظر ماندن · منزل کردن · وفا کردن · پابرجا ماندن · پایدار ماندن · چشم به راه چیزی بودن
  • فلک آشیان · فلک نشین
  • حزب مسیحیان وفادار به انجیل
  • دادیک گرای · قانون مند · مطیع قانون · پیرو قانون
  • ایستادگی · دوام · سکنی · محل اقامت
  • اجابت کردن · احترام گذاشتن به · بزرگ داشتن · محترم داشتن · موافقت کردن
  • (قدیمی) اقامت کردن · ایستادن · ایستادگی کردن · باقی ماندن · به سر بردن · تاب آوردن · تحمل کردن · جلو آمدن · خانه کردن · در انتظار ماندن · دوام آوردن · ساکن شدن · ماندن · مدارا کردن · منتظر بودن · منتظر شدن · منتظر ماندن · منزل کردن · وفا کردن · پابرجا ماندن · پایدار ماندن · چشم به راه چیزی بودن
Add

Translations of "abiding" into Persian in sentences, translation memory