Translation of "abridged" into Persian
خلاصه شده, مختصر are the top translations of "abridged" into Persian.
abridged
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of abridge. [..]
-
خلاصه شده
adjectiveTheir words, written on gold plates, were quoted and abridged by a prophet-historian named Mormon.
سخنان آنها بر ورقه های طلایی نوشته شده، بدست یک پیامبر تاریخ شناس بنام مورمون نقل قول شده و خلاصه شده است.
-
مختصر
adjectiveOkay, well, here's the abridged version.
خيلي خب ، مختصر ميگم.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "abridged" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "abridged" with translations into Persian
-
اجمال · اختصار · تعلیق یا تحدید حقوق · تلخیص · خلاصه · مجمل · محدودیت · موجز و مختصر کردن · کاهش طول · کتاب فشرده شده · کتاب مختصر شده · کوتاه سازی · کوته وار سازی · کوته واره
-
خلاصه حسابها
-
اختصار · خلاصه · خلاصه، اختصار · مجمل · کوتاهی
-
(از قدرت یا اعتبار ) کاستن · به اختصار بیان کردن · به صورت فشرده در آوردن · بهم فشردن · تلخیص کردن · خلاصه کردن · محدود کردن · محروم کردن · مختصر کردن · کم کردن · کوتاه کردن
-
خلاصه ترازنامه،ترازنامه خلاصه شده
-
اختصار · خلاصه · خلاصه، اختصار · مجمل · کوتاهی
-
(از قدرت یا اعتبار ) کاستن · به اختصار بیان کردن · به صورت فشرده در آوردن · بهم فشردن · تلخیص کردن · خلاصه کردن · محدود کردن · محروم کردن · مختصر کردن · کم کردن · کوتاه کردن
Add example
Add