Translation of "affectation" into Persian

ناز, تصنع, تظاهر are the top translations of "affectation" into Persian.

affectation noun grammar

An attempt to assume or exhibit what is not natural or real; false display; artificial show. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ناز

    noun
  • تصنع

    noun

    The man seemed to avoid them rather than to seek them, but thiswithout any affectation.

    با این همه به نظر میرسید که این مرد، بی تصنع، بیش از آنکه در جستجوی راه گذران باشد از آنان احتراز میجوید.

  • تظاهر

    noun

    He would be a piece of professional affectation.

    در آن شغل نمونهی مجسم تظاهر حرفهای خواهد بود.

  • Less frequent translations

    • ژست
    • وانمود
    • ظاهرسازی
    • تکلف
    • ریا
    • ادا و اطوار
    • رفتار مصنوعی (برای جلب توجه)
    • قر و غمزه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "affectation" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "affectation" with translations into Persian

  • حیطه عاطفی، حیطه تأثیر
  • بی محبت · سرکش · متمرد · ناراضی
  • (روان شناسی) عاطفه · (قدیمی) خواستن · (مهجور) تمایل · اثر · اثر کردن · احساس · احساسات · انفعال · به خود بستن · بهانه کردن · بهم فشردن · تاثر · تحت تاثیر قرار دادن · ترجیح · ترجیح دادن · تظاهر کردن · تظاهر کردن به · دوست داشتن · عادت (به پوشیدن) داشتن · متاثر کردن · نتیجه · نگاه کردن · وابسته بودن به · وانمود کردن · واکنش احساسی
  • احساساتی
  • بامحبت · مهربانی
  • انفعالی · خود بهره ور · عاطفی · وابسته به عاطفه و احساس
  • تاثرآور · متاثر کننده · موثر
  • ابتلا · با محبت · بیماری · تظاهر · تمایل · حالت فکری یا روحی · خصلت · خصیصه · خو · خونگرمی · عاطفه · عشق · علاقه · محبت · مهر · مهربانی · مودت · وانمود · کسالت - - صفت مشخصه (اشیا) · گرایش
Add

Translations of "affectation" into Persian in sentences, translation memory