Translation of "agitate" into Persian
آشفتن, پریشان کردن, آشردن are the top translations of "agitate" into Persian.
agitate
verb
grammar
To move with a violent, irregular action; as, the wind agitates the sea; to agitate water in a vessel. [..]
-
آشفتن
verbto stir up, to disturb or excite
-
پریشان کردن
verbto stir up, to disturb or excite
Usually she would have been interested about her uncle's merciful errand on behalf of the criminal, but her late agitation had made her absent minded.
آشفتگی دقایقی پیش چنان خاطرش را پریشان کرده بود که از یاد برد از عمویش بپرسد سفرش تا چه اندازه موفقیتآمیز بوده است.
-
آشردن
-
Less frequent translations
- شوراندن
- جنگیدن
- تحریک کردن
- تکان دادن
- تکان دادن (بطری و غیره به منظور مخلوط کردن مایعات)
- جم خوردن
- جهاد کردن
- دل ریش کردن
- سراسیمه کردن
- شر به پا کردن
- فعالیت کردن
- هم زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "agitate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "agitate" with translations into Persian
-
(داروسازی) تکان بدهید (بطری را)
-
آشوب انگیز · آشوبگر · آشوره · اشوبگر · به هم زن · تکان دهنده و مخلوط کننده · دستگاه هم زننده (مثلا در ماشین رختشویی) · شر به پا کن · شرور · فتنه انگیز · مفتن · همزن · همزن گر
-
آسیمه · آشرده · آشفته · دلریش · سراسیمه · متلاطم · مضطرب · هراسیده · پریشان حال
-
بیقراری روانی
-
آسیمگی · آشفتگی · آشوب انگیزی · اضطراب · انگولک · تحريك · تحریک · تخمیر · تشویش · تفتین · تکان شدید · جوش · خروش · دل آشفتگی · سراسیمگی · غوغا · فعالیت · ناآرامی · هراس · هم زدن · هیجان · پریشان حالی
-
همزنی
-
همزنی
-
آسیمه · آشرده · آشفته · دلریش · سراسیمه · متلاطم · مضطرب · هراسیده · پریشان حال
Add example
Add