Translation of "alterable" into Persian
تغییر پذیر, تغییرپذیر, اصلاح پذیر are the top translations of "alterable" into Persian.
alterable
adjective
noun
grammar
Capable of being changed, changeable, mutable [..]
-
تغییر پذیر
adjective -
تغییرپذیر
-
اصلاح پذیر
-
دگرگون شو
" Love alters not with its brief hours and weeks. "
" عشق با ساعت ها و هفته هاي کوتاه دگرگون نميشود. "
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "alterable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "alterable" with translations into Persian
-
(جزئیات ولی نه کلیات را) عوض کردن · (حیوان) اخته کردن · (خیاطی) بازدوزی کردن (برای خوردن به قامت و غیره) · اخته کردن · تغییر دادن · دستکاری کردن · دگراندن · دگروار کردن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · رحم در آوردن · نابارور کردن · گردانیدن
-
تبدیلی · تغییر دادنی · تغییر دهنده
-
تبدیل · تجدید نظر · تحویل · تغییر · تغییر (در فرعیات نه کلیات) · دستکاری · دگرش · دگرواری · دگرگوني · دگرگونی
-
(پزشکی - در مورد برخی داروها یا درمان ها) بازآور تدریجی سلامتی · بهبودآور · تغییرآور · درمانی · دگروارگر · دگرگون ساز · سلامتی بخش · شفا بخش · علاج بخش · معالج
-
بطور تغییر پذیر
-
(روان شناسی) جنبه ی دیگر شخص · خود دیگر · دوست جان جانی · دگر خود · دیگر خود · رفیق شفیق · همدم
-
تغییرپذیری · قابلیت تغییر
-
تغییر یافت · تغییر یافته · دگرگون شده · عوض شده
Add example
Add