Translation of "arch-" into Persian

ابر [archenemy و archduke], اعظم, بزرگ (در ساختن عناوین هم به کار می رود) are the top translations of "arch-" into Persian.

arch- Prefix

chief, highest, most extreme

+ Add

English-Persian dictionary

  • ابر [archenemy و archduke]

  • اعظم

    proper
  • بزرگ (در ساختن عناوین هم به کار می رود)

  • Less frequent translations

    • عمده
    • پیشوند: اصلی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "arch-" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "arch-" with translations into Persian

  • بخش منحنی یا قوس مانند هر چیز · قوس اندر قوس · قوس ساز · مانند تاق ضربی · نیم دایره وار · یک ردیف تاق های ضربی
  • پل قوسی
  • آرخه
  • (معماری) · اصلی · بازیگوش · بزرگ · تاق (ضربی) زدن · تاق سردرها و غیره · تاق ضربی · تاق قوسی · جادو شده · خیلی حساس · دارای تاق منحنی کردن · زرنگ · ساختمان دارای تاق ضربی · سالار · شوخ · شیطان · طاق · طاق نما · عمده · قدیمی · قوس · قوس کف پا · قوسی · قوسی شکل کردن · مجمع الجزایر · محیل · معماری · منحنی کردن · نیم دایره · هر چیز قوس مانند · هلال · هوسباز · پسوند: حکمران · کمان
  • (کالبدشناسی - جانور شناسی) قوس وجنه · استخوان گونه · قوس گونه
  • (معماری) تاق یا قوس نوک تیز · بالا پنجره ی نیزه ای · تاق نیزه ای
  • (معماری) تاق ضربی · تاق قوسی
  • تاق نصرت · تاق پیروزی · طاق نصرت
Add

Translations of "arch-" into Persian in sentences, translation memory