Translation of "bathe" into Persian
شنا, (امریکا) حمام کردن, (انگلیس) آبتنی are the top translations of "bathe" into Persian.
bathe
verb
noun
grammar
(intransitive)To clean oneself by immersion in water or using water; to take a bath, have a bath. [..]
-
شنا
nounAnd I can bathe too, when it's warmer.'
البته از شنا هم بدم نمیآید در صورتی که هوا سرد نباشد!
-
(امریکا) حمام کردن
-
(انگلیس) آبتنی
-
Less frequent translations
- آب تنی
- آب تنی کردن
- آبتنی کردن (برای شنا و خنک شدن)
- استحمام کردن
- به گرمابه رفتن
- حمام گرفتن
- خیس کردن
- در آب فرو بردن
- شستشو دادن (مثلا چشم ها)
- غرق (در نور و محبت و غیره) کردن
- غسل دادن
- نم زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bathe" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "bathe"
Phrases similar to "bathe" with translations into Persian
-
حمام کرد · گرمابه رفته
-
حمامکردن · شستشو
-
(اتاق) حمام · (انگلیس) حمام کردن · (در امریکا بیشتر می گویند: bathroom) · (شیمی) الکترولیت · (عکاسی) محلول برای ظاهر کردن و ثابت سازی عکس 1 · (فلز کاری) فلز گداخته 0 · (معمولا جمع) ساختمان یا اتاق های متعدد برای استحمام · (معمولا جمع)چشمه و گرمابه های آب معدنی · (یونان و روم باستان) حمام عمومی · آب (برای شستشو و یا برای تنظیم حرارت و یا فرو بردن چیزی در آن و یا خیساندن و غیره) · آب تنی کردن · آبتنی · استحمام · استحمام کردن · تشتک · حمام · حمام گرفتن · خزینه · شستشو (بدن) · شهر بات ( در جنوب غربی انگلیس) · طشت · ظرف · محلولی که برای تنظیم حرارت به کار می رود · وان · وان حمام · پختکاب · گرمابه
-
استخر شنای سرپوشیده
-
لباس شنا
-
استخر شنا
-
حمام ترکی · حمام سبک خاورمیانه · حمام عمومی
-
دانشگاه باث
Add example
Add