Translation of "begging" into Persian
گدایی, خواهش کردن are the top translations of "begging" into Persian.
begging
noun
verb
grammar
Present participle of beg. [..]
-
گدایی
practice of imploring others to grant a favor with little or no expectation of reciprocation
What I want is that our children should not have to go begging.
تنها منظور و هدف من این است که فرزندان ما به گدایی نیفتند.
-
خواهش کردن
verbShe begged him to stay with her, but he left home as quickly as he could.
از او خواهش کرد که با او بماند ولی او سریعا خانه را ترک کرد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "begging" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "begging" with translations into Persian
-
الغبیگ
-
(با فروتنی) خواهش کردن · اجازه خواستن · استدعای عاجزانه کردن · التماس کردن · تکدی کردن · خواهش کردن · خواهش کردن( از) · در نظر نگرفتن · درخواست کردن · درخواست کردن از · دریوزگی کردن · دعا کردن · طلب کردن · نادیده گرفتن · نماز خواندن · کشتیار شدن · گدایی کردن
-
خواهش شده
-
پنداشت پرسش
-
بی استفاده ماندن، معطل ماندن · عاطل و باطل ماندن · چشم براه طالب و خریدار ماندن
-
مصادره به مطلوب
-
(با فروتنی) خواهش کردن · اجازه خواستن · استدعای عاجزانه کردن · التماس کردن · تکدی کردن · خواهش کردن · خواهش کردن( از) · در نظر نگرفتن · درخواست کردن · درخواست کردن از · دریوزگی کردن · دعا کردن · طلب کردن · نادیده گرفتن · نماز خواندن · کشتیار شدن · گدایی کردن
-
(با فروتنی) خواهش کردن · اجازه خواستن · استدعای عاجزانه کردن · التماس کردن · تکدی کردن · خواهش کردن · خواهش کردن( از) · در نظر نگرفتن · درخواست کردن · درخواست کردن از · دریوزگی کردن · دعا کردن · طلب کردن · نادیده گرفتن · نماز خواندن · کشتیار شدن · گدایی کردن
Add example
Add