Translation of "birth" into Persian
تولد, زایمان, زاد are the top translations of "birth" into Persian.
(uncountable) The process of childbearing. [..]
-
تولد
nounprocess of childbearing; beginning of life [..]
This just isn't how I pictured the birth of our baby.
فقط اینکه فکر نمی کردم تولد بچه مون اینطوری باشه.
-
زایمان
nounThere appears, in the humid mist, the rat which seems the product to which Paris has given birth.
آنجا میان مهی نمناک موش صحرایی پدیدار میشود که گویی حاصل زایمان پاریس است.
-
زاد
Suffix noungiving birth and living out their entire life cycle.
زاد و ولد می كردند و همه طول زندگیشان آنجا زندگي ميكردند.
-
Less frequent translations
- نسب
- میلاد
- زایش
- اصل
- زاییدن
- آغاز
- پیدایش
- زادن
- ایجاد
- شروع
- استعداد
- برهزايي
- بزغالهزايي
- تولهزايي
- خوكزايي
- زادش
- كرهزايي
- گوسالهزايي
- مبدا
- ذوق
- از اصل و نسب خوب
- از بطن مادر
- به دنیا آوردن
- تحويل دادن
- خوش نامی
- پدر و مادر داری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "birth" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Birth (film)
-
تولد
nounتولد (فیلم)
You said magicians are born that way, that their powers are obvious from birth.
گفتی که جادوگرها این طوری به دنیا میآیند، و قدرتهایشان از همان موقع تولد آشکار است.
Phrases similar to "birth" with translations into Persian
-
دلوت هدش حالصا همانیهاوگ
-
زایمان زودرس
-
دلوت همانیهاوگ · شناسنامه · گواهی تولد
-
(الهیات مسیحی) اعتقاد به تولد عیسی از مریم باکره · بکرزایی · رجوع شود به parthenogenesis
-
تحويل دادن · زاییدن · وضع حمل
-
وزن تولد
-
باروری · تعداد موالید · میزان تولد · میزان زاد ولد · میزان موالید · نرخ تولد
-
تولد پيشرس · زودرسی