Translation of "boastful" into Persian

خودستا, لافزن, لافنده are the top translations of "boastful" into Persian.

boastful adjective grammar

Tending to boast or brag. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خودستا

  • لافزن

  • لافنده

  • Less frequent translations

    • پرمدعا
    • باد در سر
    • پزی
    • چاخان
    • به خود بالنده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "boastful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "boastful" with translations into Persian

  • غرور · فیس · لاف
  • (سنگ تراشی و تندیس گری) با اسکنه تراش اولیه را (قبل از صافکاری) دادن · (قدیمی) مغرور بودن · بالیدن · به رخ کشیدن · بوش · خودستایی · خودستایی کردن · رجز خواندن · سرافراز بودن · سربلند بودن به · سرگرم کردن · شکوهیدن · قمپز · قمپز دادن · لاف · لاف زدن · لافزنی · لافیدن · لاپ آمدن · مباهات · منم زدن · نازیدن · نمایان کردن · پز دادن · چاخان کردن · چسی آمدن · گردن فرازی
  • افتخار · فیس · لاف
  • (سنگ تراشی و تندیس گری) با اسکنه تراش اولیه را (قبل از صافکاری) دادن · (قدیمی) مغرور بودن · بالیدن · به رخ کشیدن · بوش · خودستایی · خودستایی کردن · رجز خواندن · سرافراز بودن · سربلند بودن به · سرگرم کردن · شکوهیدن · قمپز · قمپز دادن · لاف · لاف زدن · لافزنی · لافیدن · لاپ آمدن · مباهات · منم زدن · نازیدن · نمایان کردن · پز دادن · چاخان کردن · چسی آمدن · گردن فرازی
Add

Translations of "boastful" into Persian in sentences, translation memory