Translation of "bonnet" into Persian
کاپوت, کلاهک, درپوش are the top translations of "bonnet" into Persian.
bonnet
verb
noun
grammar
A type of hat, once worn by women or children, held in place by ribbons tied under the chin. [..]
-
کاپوت
nouncover over the engine of a motor car
Another balled fist slammed down on it, and the bonnet closed.
مشت گره خورده دیگری بران کوفته شد و کاپوت بسته شد.
-
کلاهک
nounwhich the Greenlanders call the crown, and the Southern fishers the bonnet of the Right Whale;
که اهل گروئنلند آن را تاج میخوانند و ماهیگیران جنوب نام کلاهک بدان دادهاند
-
درپوش
noun
-
Less frequent translations
- كاپوت
- گلوته
- (اسکاتلند) کلاه مسطح و بی لبه ی مردانه و پسرانه
- (انگلیس) کاپوت اتومبیل (درامریکا و کانادا می گویند: hood)
- (عامیانه) کلاه زنانه
- (کشتی بادبان دار) نواره ی کرباس که برای بیشتر کردن قدرت بادگیری به حاشیه ی پایینی بادبان می دوزند
- این نوع کلاه را سر گذاشتن
- سرپوش یا پوشش یا هواگیر فلزی (مثلا بالای اجاق برای گرفتن و بیرون بردن دود و غیره)
- کلاه دخترانه
- کلاه پارچه ای با روبانی که زیرچانه بسته می شود (ویژه ی نوزادان و گاهی خانم ها)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bonnet" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "bonnet"
Phrases similar to "bonnet" with translations into Persian
-
(زنان سرخپوست) کلاه پردار · کلاه پرآذین
-
(زنانه) کلاه (که لبه ی جلو آن بیرون زده است) · درپوش · کلاهک
-
رامك خالدار
-
کدنپسیس
Add example
Add