Translation of "bragging" into Persian

لاف is the translation of "bragging" into Persian.

bragging noun verb grammar

Present participle of brag. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • لاف

    noun

    As for Melchior, he used to brag of it continually to his boon fellows.

    برای ملکیورهم این یک موضوع لاف و گزاف همیشگی با دوستان خود بود.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bragging" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bragging" with translations into Persian

  • (اعمال خود یا عزیزان خود را) بزرگ جلوه دادن · (قدیمی) پرحرارت · (نادر) عالی · بالیدن · بزرگ سازی (اعمال خود و عزیزان) · به رخ کشیدن · خودنمایی · خودنمایی کردن · درجه یک · رجز خواندن · غلو · غلوآمیز · قمپز · لاف · لاف زدن · لافزن · لافیدن · لاپ آمدن · نازیدن · پر اشتیاق · چاخان · چاخان کردن · گپ زدن
  • (اعمال خود یا عزیزان خود را) بزرگ جلوه دادن · (قدیمی) پرحرارت · (نادر) عالی · بالیدن · بزرگ سازی (اعمال خود و عزیزان) · به رخ کشیدن · خودنمایی · خودنمایی کردن · درجه یک · رجز خواندن · غلو · غلوآمیز · قمپز · لاف · لاف زدن · لافزن · لافیدن · لاپ آمدن · نازیدن · پر اشتیاق · چاخان · چاخان کردن · گپ زدن
  • (اعمال خود یا عزیزان خود را) بزرگ جلوه دادن · (قدیمی) پرحرارت · (نادر) عالی · بالیدن · بزرگ سازی (اعمال خود و عزیزان) · به رخ کشیدن · خودنمایی · خودنمایی کردن · درجه یک · رجز خواندن · غلو · غلوآمیز · قمپز · لاف · لاف زدن · لافزن · لافیدن · لاپ آمدن · نازیدن · پر اشتیاق · چاخان · چاخان کردن · گپ زدن
Add

Translations of "bragging" into Persian in sentences, translation memory