Translation of "brief" into Persian
مختصر, موجز, دستور are the top translations of "brief" into Persian.
Of short duration; happening quickly. [from 15th c.] [..]
-
مختصر
adjectiveThey were married three days later in a brief, private ceremony.
انها سه روز بعد در مراسمی مختصر و خصوصی به عقد ازدواج هم درامدند.
-
موجز
adjectivein simple, sort of, brief periods of time.
در نوعی بازه های زمانی موجز و ساده
-
دستور
nounI've also prepared a safety briefing for you to enitrely ignore.
دستور امنيتيتون که کاملاً توسط شما ناديده گرفته ميشه ، آماده هستم
-
Less frequent translations
- کوتاه
- اجمالی
- مجمل
- کوتاه کردن
- خلاصه
- زودگذر
- لب
- ملخص
- (اداری) خلاصه پرونده
- (انگلیس) خلاصه پرونده ی دعوی را در اختیار گذاشتن
- (حقوق) خلاصه ی دعوی
- (کلیسای کاتولیک) نامه ی رسمی پاپ
- اطلاعات لازم را دادن
- به عنوان وکیل استخدام کردن
- خلاصه کردن
- دستورالعمل اداری
- رهنمود آوردن
- زیر شلواری زنانه که تا بالای زانو می آید
- زیرشلواری کوتاه مردانه (معمولا از پنبه ی بافته)
- هرگونه جامه ی کوتاه
- کم (زمان یا گسترش)
- کم پای
- یادداشت هایی که وکیل مدافع از روی آن در دادگاه صحبت می کند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "brief" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Brief" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Brief in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "brief" with translations into Persian
-
دستور
-
پینکی، چُرت
-
اسلیپ
-
رجوع شود به abstract of title
-
اطلاعات لازم · دادن اطلاعات لازم · رهنمود · رهنمود آوری · رهنمودگزاری
-
اختصار · ایجاز · ناپایداری · کوتاهی