Translation of "chips" into Persian
چیپس is the translation of "chips" into Persian.
Plural form of chip. [..]
-
چیپس
nounThin-sliced and deep-fried potatoes sold in sealed bags; potato chips, nacho chips, etc.
Uncle Vernon's rations turned out to be a bag of chips each and four bananas.
تنها چیزی که عمو ورنون خریده بود چهار بسته چیپس و چهار عدد موز بود.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "chips" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Traditional nickname for someone whose surname is Carpenter
"Chips" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Chips in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
plural of [i]CHiP[/i] (California Highway Patrol officers)
"CHiPs" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for CHiPs in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "chips"
Phrases similar to "chips" with translations into Persian
-
سهام مرغوب
-
(با the یا با silicon) کامپیوتر · (با چکش و غیره) کنده کاری کردن · (بازی گلف) chip shot · (در قماربازی) ژتون · (لبه ی چیزی مانند فنجان را) پراندن · (مدفوع چهار پایان که برای سوخت به کار می رود) تپاله · (نادر) با تیشه و غیره بریدن یا قطع کردن · (کامپیوتر) چیپ · باریکه ی سیب زمینی سرخ کرده · براده · بریدن · تراش دادن · تراشه · تراشه کردن یا شدن · خاش · خرد شدن یا کردن · خرده چوب (یا سنگ و غیره) · خردک · رگه · سرگین · لب پریده شدن · مهره · نازکه · نقطه · هر چیز بی ارزش · پشیز 1 · پهن 0 · پوسته پوسته شدن · پولک · چلیکه · چیپس · ژتون · کندن (از راه تراشه سازی)
-
تخته و ریسمان سرعت سنج کشتی های قدیم
-
(بیشتر در انگلیس) ماهی و سیب زمینی سرخ کرده · فیش اند چیپس · چیپس و ماهی
-
(در معامله کردن) عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب · انگیزانه · اهرم چانه زنی · مزیت
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
(بازار سهام) وابسته به سهام گران قیمتی که سابقه ی سودآوری خوب و ثبات قیمت دارد · (عامیانه) عالی · پربها
-
(جانورشناسی) نوعی گنجشک کوچک امریکای شمالی (Spizella passerina که کاکل آن قرمز مایل به قهوه ای و سینه ی آن سفید است)