Translation of "cock" into Persian
خروس, کیر, ماشه are the top translations of "cock" into Persian.
cock
noun
interjection
verb
proper
grammar
A male bird, especially a domestic fowl. [..]
-
خروس
nounmale gallinaceous bird [..]
-
کیر
nounslang for penis
-
ماشه
No running off half-cocked to do this all by yourself.
از چيزي که ماشه شو خودت کشيدي فرار نمي کني
-
Less frequent translations
- آلت
- شیر
- سرکرده
- (انگلیس - خودمانی) چرند
- (به سویی) متوجه شدن
- (به سویی) چرخاندن
- (به منظور ضربه زدن -مشت و غیره را) عقب کشیدن
- (خودمانی) کیر 1
- (در مورد کاه و محصول درو شده و غیره) کپه کردن
- (سلاح آتشین) چخماق
- (قدیمی) بانگ خروس
- (قدیمی) خودنمایی کردن
- (مثل خروس) جولان دادن 4
- (چشم ها را) دوختن به
- (کلاه و غیره) کج گذاشتن
- (گوش را) تیز کردن
- آلت تناسلی مرد
- آماده ی زدن کردن 3
- انباشته کردن
- دری وری
- رجوع شود به cockcrow
- رجوع شود به weathercock
- رجوع شود به woodcock
- سیخ کردن
- شير آب
- شیر (آب یا گاز)
- شیر سماور
- شیر سوپاپ
- پرنده ی نر (از جنس ماکیان)
- پیشوا (به ویژه اگر گستاخ یا مغرورباشد)
- کج گذاری 2
- کشیدن چخماق (به منظور تیر اندازی) 0
- کپه ی مخروط شکل
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "cock" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "cock"
Phrases similar to "cock" with translations into Persian
-
رجوع شود به road runner
-
(در سلاح چخماقی) نیمه کشیده (در حالی که ماشه قفل است و نمی شود آن را کشید) · چخماق نیم پا
-
داش مشدی · همه کاره (و پر مدعا) · گردن کلفت محل
-
دریچه اطمینان
-
(انگلیس - خودمانی) خر تو خر · سر در گمی · شلوغی
-
خروسها
-
(در سلاح چخماقی) نیمه کشیده · نیم پا
-
دستگاه فلاش مستراح · سیفون و ابزار متصل به آن · شناور
Add example
Add