Translation of "commandeer" into Persian
(ارتش - به ویژه هنگام جنگ) مصادره کردن, (به زور) به خدمت ارتش درآوردن, (عامیانه) به زور گرفتن are the top translations of "commandeer" into Persian.
commandeer
verb
grammar
To seize for military use [..]
-
(ارتش - به ویژه هنگام جنگ) مصادره کردن
-
(به زور) به خدمت ارتش درآوردن
-
(عامیانه) به زور گرفتن
-
Less frequent translations
- به خدمت اجباری فراخواندن
- تصرف کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "commandeer" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "commandeer" with translations into Persian
-
فرماندهی
-
(نیروی دریایی) ناخدا دوم · افسر فرمانده · امیر · رجوع شود به commanding officer · رهبر · سالار · سر کرده · سپهدار ارشد · فرمانده
-
مخارج
-
قوماندانی حمایوی لوژستیک · قومندانی حمایوی لوجستیک
-
زنجیره دستوردهی · زنجیره فرمان
Add example
Add