Translation of "conceivable" into Persian

ممكن, شدنی, ممکن are the top translations of "conceivable" into Persian.

conceivable adjective grammar

Capable of being conceived or imagined; possible; credible; thinkable. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ممكن

  • شدنی

    adjective
  • ممکن

    adjective

    We've tried every conceivable method, but absolutely nothing works.

    ما هر روش ممکن را بکار گرفتیم ،ولی هیچکدام اثر بخش نبود.

  • Less frequent translations

    • با عقل جور در آمدنی
    • باور کردنی
    • قابل تصور
    • پندار پذیر
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "conceivable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "conceivable" with translations into Persian

  • امکان پذیری · قابلیت تصور
  • بطورقابل تصور · چنانکه بتوان تصورکرد
  • انگاشتن · در نظر داشتن · روبروشدن · فرض کردن · مواجه شدن با · پنداشتن
  • امکان پذیری · تصورپذیری · قابلیت تصور
  • بد طرح شده · بد نقشه ریزی شده · نسنجیده
  • (در مغز) تکوین یافتن · آبستن شدن · اندیش زایی کردن · اندیشیدن · بارور شدن · باور داشتن · برداشت کردن · بستن شدن · بسته شدن نطفه · به فکر خطور دادن · بیان کردن · تخیل کردن · تصور کردن · حامله شدن · در شکم داشتن · در فکر پروردن · درک کردن · فهمیدن · معتقد بودن · نگاشتن · گشن دادن
  • (در مغز) تکوین یافتن · آبستن شدن · اندیش زایی کردن · اندیشیدن · بارور شدن · باور داشتن · برداشت کردن · بستن شدن · بسته شدن نطفه · به فکر خطور دادن · بیان کردن · تخیل کردن · تصور کردن · حامله شدن · در شکم داشتن · در فکر پروردن · درک کردن · فهمیدن · معتقد بودن · نگاشتن · گشن دادن
Add

Translations of "conceivable" into Persian in sentences, translation memory