Translation of "conscientiousness" into Persian
باوجدانی, پیروی وجدان are the top translations of "conscientiousness" into Persian.
conscientiousness
noun
grammar
The state or characteristic of being conscientious. [..]
-
باوجدانی
-
پیروی وجدان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "conscientiousness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "conscientiousness" with translations into Persian
-
امانت آمیز · امین و شریف · با وجدان · باوجدان · خوب کار · خوش کار · دارای وجدان کار · درستکار · دقیق · راست و درست · ساعی · شرافت آمیز · محتاط · موشکاف · وجدانی · وسواسی · وظیفهشناس
-
كسي كه بعلل اخلاقي يا عقايد مذهبي از دخول در ارتشخودداري كند · مخالف با سربازی · مخالف جنگ · مخالف وجدانی (کسی که به واسطه معتقدات خود با جنگ مخالف است و طبق قوانین آمریکا از رفتن به جبهه معاف است)
-
وجدانا
-
امانت آمیز · امین و شریف · با وجدان · باوجدان · خوب کار · خوش کار · دارای وجدان کار · درستکار · دقیق · راست و درست · ساعی · شرافت آمیز · محتاط · موشکاف · وجدانی · وسواسی · وظیفهشناس
Add example
Add