Translation of "consecration" into Persian
تخصیص, تقدیس, وقف are the top translations of "consecration" into Persian.
The act or ceremony of consecrating; the state of being consecrated; dedication. [..]
-
تخصیص
60 And ye shall prepare for yourselves a place for a atreasury, and consecrate it unto my name.
۶۰ و شما بایستی برای خودتان مکانی برای خزانه داری آماده کرده، و آن را بنام من تخصیص دهید.
-
تقدیس
nounWe must honor our covenant with the ancient gods and consecrate this land once again.
باید میثاقمون با خدایان باستانی رو ارج نهیم و یک بار دیگه این زمین رو تقدیس کنیم
-
وقف
She understood with her heart that her son had consecrated himself forever to something mysterious and awful.
پلاگه فهمید که پسرش برای همیشه خود را وقف چیزی مرموز و وحشتناک کرده است.
-
Less frequent translations
- تقديس
- تبرک
- دستگذاری
- فداسازی
- اختصاص
- (حرف بزرگ) بخشی از عشای ربانی که طی آن نان و شراب مقدس اعلام می شوند
- (در مورد مطران ها و غیره) انتصاب (که معمولا با مراسم کلیسایی همراه است)
- مراسم تقدیس و تبرک
- مقدس سازی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "consecration" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "consecration" with translations into Persian
-
(با از خود گذشتگی) دادن یا صرف کردن · (رسما) مقدس و متبرک اعلام کردن · (طی مراسم رسمی مذهبی) منصوب کردن · (قدیمی) مقدس · (مجازی) تقدیس کردن · اختصاص دادن · اختصاصی · تبرک کردن · تقديس كردن · فدا کردن · مقدس کردن · وقف شده · وقف کردن · ویژه کردن
-
اختصاصی · خاص · موقوف · وقف شده
-
تقدیس کننده · خاص کننده