Translation of "considerably" into Persian
بسیار, بطورقابل ملاحظه ه, نسبتا زیاد are the top translations of "considerably" into Persian.
considerably
adverb
grammar
Significantly; to a degree worth considering. [..]
-
بسیار
adjective adverbBut she became considerably warmer toward Hermione after that.
اما بعد از این حرف رفتار خانم وی زلی باهرمیون بسیار صمیمانهتر از قبل شد.
-
بطورقابل ملاحظه ه
-
نسبتا زیاد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "considerably" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "considerably" with translations into Persian
-
موافقت نامه ملاحظات آتی
-
ملاحظات حسابداری
-
(رعایت کننده ی حال دیگران) با ملاحظه · (مهجور) متفکرانه · با تامل و تعمق · با فکر · دلسوز · پایمرد
-
شایان · شایان ملاحظه · عمده · فراوان · قابل توجه · قابل ملاحظه · معتنابه ، قابل اعتنا؛ شایان توجه. زیاد وافر · مهم · کرامند · کلان
-
فرصت را برایتجدید احترامات فائقه مغتنم می شمارم
-
(آنچه که در تصمیم گیری و غیره باید مورد مطالعه قرار گیرد) موضوع · (حقوق) وجه التزام · (در معاملات و تعهدات) عوض یا عوضین · (نتیجه ی تعمق و تفکر) فکر · اجرت · اعتنا · اهمیت · برداشت · بررسی دقیق · تامل · تعمق · تفکر · توجه · خسارت عدم انجام تعهد · دستمزد · دقت زیاد · دلیل · رعایت (حال دیگران) · سنجش · سگالش · عامل · مبالات · مداقه · مزد · مطلب · ملاحضه- رسیدگی-توجه- اهمیت · ملاحظه · نظریه · پاداش · پایمردی · کرامندی
-
باملاحظه ه
-
(آنچه که در تصمیم گیری و غیره باید مورد مطالعه قرار گیرد) موضوع · (حقوق) وجه التزام · (در معاملات و تعهدات) عوض یا عوضین · (نتیجه ی تعمق و تفکر) فکر · اجرت · اعتنا · اهمیت · برداشت · بررسی دقیق · تامل · تعمق · تفکر · توجه · خسارت عدم انجام تعهد · دستمزد · دقت زیاد · دلیل · رعایت (حال دیگران) · سنجش · سگالش · عامل · مبالات · مداقه · مزد · مطلب · ملاحضه- رسیدگی-توجه- اهمیت · ملاحظه · نظریه · پاداش · پایمردی · کرامندی
Add example
Add