Translation of "course" into Persian

دوره, جهت, راه are the top translations of "course" into Persian.

course verb noun adverb grammar

A path, sequence, development, or evolution. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دوره

    noun

    I took a course in that two years ago.

    من یه دوره درسش رو خواندهام.دو سالی می شه.

  • جهت

    The wind shrieked louder but didn't change the course of the mist.

    بادِ بلندتری زوزه کشید اما جهت مِه را تغییر نداد.

  • راه

    noun

    The man cast upon himan uneasy glance, then elevated his head and continued his course.

    مرد نگاه اضطراب آلودی به او انداخت، سپس سرش را تکانی داد و راه افتاد.

  • Less frequent translations

    • جریان
    • روش
    • پیشه
    • دو
    • مسیر
    • مسير
    • در
    • طی
    • طرز
    • روند
    • پیشرفت
    • نحوه
    • پرس
    • تسلسل
    • رج
    • جاده
    • گذشتن
    • تحول
    • زنجیرواری
    • آموزه
    • تطور
    • راستا
    • (آموزش) کلاس
    • (به ویژه در مورد تازی شکاری) کیش کردن
    • (تند) رفتن
    • (در مسابقات رزمی قرون وسطی) برخورد
    • (در کشتی های بادبانی) بادبان زیرین 3
    • (زمان) طول
    • (مسیری را) طی کردن 6
    • (معماری) ردیف آجر (یا سفال پشت بام و غیره)
    • (هریک از بخش های خوراک که در وهله های مختلف کشیده می شوند) کرس
    • به تعقیب وا داشتن
    • تعقیب کردن
    • جاری شدن 5
    • جریان طبیعی
    • در پی رفتن
    • دنبال رفتن
    • دنبال کردن 4
    • دوره ی آموزشی 1
    • دورهی آموزشی
    • رجوع شود به golf course
    • رو دررویی (مبارزان)
    • روش (معمولی یا طبیعی)
    • رگ 0
    • زمین ورزش 2
    • عبور کردن (از روی یا از میان چیزی)
    • مسابقه دادن
    • پی درپی بودن
    • پیگرد کردن
    • کورس دادن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "course" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "course"

Phrases similar to "course" with translations into Persian

  • دورههای آموزشی · سمينارها
  • باوقار · خونسرد · طبیعی · عادی · مترقبه · منتظره
  • آموزش آتشی
  • نتیجه منطقی · چیز طبیعی یا قابل انتظار یا معمولی
  • البته
  • دوره نگارش انگلیسی
  • (معماری - خانه های چوبی) سایبان که چند سانتیمتر از بام شیروانی (به شکل : 8) بیرون زده است
  • بيماريهاي مزمن · سیر مزمن
Add

Translations of "course" into Persian in sentences, translation memory