Translation of "crawl" into Persian
خزیدن, خزش, غژیدن are the top translations of "crawl" into Persian.
crawl
verb
noun
grammar
(intransitive) To creep; to move slowly on hands and knees, or by dragging the body along the ground. [..]
-
خزیدن
noun verbto move along the ground
He kept crawling, for he knew that the moment he stopped they would be upon him.
او همچنان به خزیدن ادامه میداد، چرا که میدانست به محض اینکه توقف کند آنها بر سرش فرود میآیند.
-
خزش
-
غژیدن
-
Less frequent translations
- مخیدن
- (انگلیس - خودمانی)رجوع شود به pub crawl
- (با: with) پر بودن از (مثلا حشرات یا چیزهای ناخوشایند)
- (تلویزیون) عنوان گردان
- (شنا) کرال
- با آهستگی یا ناتوانی حرکت کردن
- تملق گفتن
- حرکت آهسته
- حوضچه یا گودی یا چار دیواری در جاهای کم ژرفای دریاچه و غیره برای نگهداری و پرورش ماهی و لاک پشت و غیره
- خایه مالی کردن
- خزیدن (مانند کرم و مار)
- خود را پست و خفیف کردن
- سینه خیز
- سینه خیز رفتن
- نوکروار عمل کردن
- پست بودن
- چاردست و پا
- چهاردست و پا رفتن
- کشاله رفتن
- کشاله روی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "crawl" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Crawl
+
Add translation
Add
"Crawl" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Crawl in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "crawl"
Phrases similar to "crawl" with translations into Persian
-
(انگلیس - عامیانه) · از یک میخانه به میخانه ی دیگر رفتن · میخانه گردی (pub crawl هم می نویسند) · میخانه گردی کردن
-
یعنی این که موتور جستجو هر از چند گاه به سایت مراجعه میکند.
-
(شنا) نوعی شنای سینه (کرال) · کرال استرالیایی
-
گربه رو (فضای تنگ زیر طاق یا زیر کف اتاق برای جلوگیری از رطوبت و غیره)
-
این که موتور جستجو تا چه عمقی در سایت پیش میرود و محتوای آن را میخواند. هر پوشه را یک لایه فرض کنید. بهتر است سایت سه لایه و کمتر داشته باشد.
Add example
Add