Translation of "curate" into Persian
شبان, (در اصل) کشیش, شعر روستایی are the top translations of "curate" into Persian.
curate
verb
noun
grammar
an assistant rector or vicar [..]
-
شبان
noun -
(در اصل) کشیش
-
شعر روستایی
noun
-
Less frequent translations
- متصدی بودن (در موزه و نمایشگاه و غیره)
- معاون کشیش (دهکده یا شهرک)
- پیشوای روحانی
- کارداری کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "curate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "curate" with translations into Persian
-
گزینش
-
(انگلیس - چیزی که ویژگی های خوب و بد را توام دارد) خوب و بد · شمشير دو لب · نیک و بد · گل و خار
-
(در مورد اشخاص صغیر و غیره) قیم · (موزه و کتابخانه و نمایشگاه و غیره) سرپرست · (پهلوی) استور · متصدی · مدیرمکان های عمومی · نمایشگاهگردان · نگهبان · کاردار · کتابدار
-
(در مورد اشخاص صغیر و غیره) قیم · (موزه و کتابخانه و نمایشگاه و غیره) سرپرست · (پهلوی) استور · متصدی · مدیرمکان های عمومی · نمایشگاهگردان · نگهبان · کاردار · کتابدار
Add example
Add