Translation of "dated" into Persian

از مد افتاده, تاریخ دار, دارای زمان مشخص are the top translations of "dated" into Persian.

dated adjective verb grammar

Marked with a date. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • از مد افتاده

    At that all her being, even her beauty, became for a moment, dusty and out of date.

    و در آن لحظه همهی وجود و حتی زیبایی خانم رمزی لحظهای خاک گرفته و از مد افتاده به نظر آمد.

  • تاریخ دار

    I did think of it, but this letter has neither date nor postmark.

    من هم همین خیال را کردم، اما این کاغذ آتوز نه تاریخ دارد و نه تمبر تا معلوم شود که از کجا نوشته شده.

  • دارای زمان مشخص

  • Less frequent translations

    • منسوخ
    • مورخ
    • ناباب
    • کهنه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "dated" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "dated" with translations into Persian

  • تاریخ گذاری دو گانه
  • برات موعد دار
  • (با فردی از جنس مخالف) بیرون رفتن · (برای چیزی) تاریخ تعیین کردن · (جمع) تاریخ زاد و مرگ (تولد و وفات) · (معمولا با: from) از زمان بخصوصی آغاز شدن · (پسر یا دختر) طرف ملاقات · از مد افتاده کردن · تاریخ · تاریخ (که روی چیزی ذکر می شود) · تاریخ گذاشتن (روی نامه و غیره) · خرما · خرمارطب · خُرما.رُطب · درخت خرما · دوست پسر (یا دختر) · رانده وو · رطب · زمان · زمان وقوع · سالخورده به نظر آمدن · طرف · قدیمی بودن · قرار · نخل خرما (رجوع شود به date palm) · وعده · وعده ی ملاقات (به ویژه با فردی از جنس مخالف) · وعده ی ملاقات گذاشتن · کهنه به نظر آمدن · گاه
  • تاریخ عطف حسابداری
  • تاریخ پایان واقعی
Add

Translations of "dated" into Persian in sentences, translation memory