Translation of "decay" into Persian
گندیدن, پوسيدگي, پوسیدن are the top translations of "decay" into Persian.
decay
verb
noun
grammar
The process or result of being gradually decomposed. [..]
-
گندیدن
verb -
پوسيدگي
The decay continues even after the tissue's dead.
پوسيدگي حتي بعد از مرگ هم ادامه داره.
-
پوسیدن
verb
-
Less frequent translations
- فاسد شدن
- متلاشی شدن
- زوال
- پوسیدگی
- تحلیل رفتن، تحلیل بردن
- واپاشی
- تباهی
- نیستی
- تباهیدن
- زیستتباهی
- فاسدشدن
- واپاشیدن
- کاواکی
- اضمحلال
- (به تدریج) فاسد کردن یا شدن
- (دندان) کرم خوردن
- (دندان) کرم خوردگی
- (فیزیک - فروپاشی خود انگیخته ی اتم های radioactive) فروکاست
- (کم کم) خراب کردن یا شدن
- تباه شدن یا کردن
- تجزیه شدن
- خرابی تدریجی
- خرد شدن
- رو به زوال گذاشتن
- رو به نیستی گذاشتن
- فاو شدن
- فرسوده شدن
- فرو پاشی
- فروکاست شدن
- فساد (کم کم)
- منحط شدن
- کاواک شدن یا کردن
- گندیدگی 0
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "decay" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Decay
+
Add translation
Add
"Decay" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Decay in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "decay"
Phrases similar to "decay" with translations into Persian
-
پوسیده
-
(فیزیک) فروریختن تابشی (رادیواکتیو) هسته (nucleus) و برون پاش ذرات بتا · واپاشی بتا
-
اختلالات انباشتگي · بيماريهاي انباشتگي · بيماريهاي پسبرداشت · واپاشي انباشتگي · پوسیدگی پسبرداشت
-
پوسيدگي چوب · پوسیدگی چوب
-
اختلالات انباشتگي · بيماريهاي انباشتگي · بيماريهاي پسبرداشت · واپاشي انباشتگي · پوسیدگی پسبرداشت
-
نادند یگديسوپ · پوسیدگی استخوان · پوسیدگی دندان · کرم خوردگی دندان · گودال
-
فرسایش بافت شهری
-
هدش بارخ نادند
Add example
Add