Translation of "decided" into Persian
مصمم, آشکار, بی تردید are the top translations of "decided" into Persian.
decided
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of decide. [..]
-
مصمم
adjectivePrince Andrew with a characteristic desire to foment his own grief decided that he must ride there.
باز به سبب تمایلی که برای تجدید خاطرات غمانگیز خود داشت،مصمم شد که به تپههای لیسی برود.
-
آشکار
so he had decided that so it must be.
بنابراین، آشکار کردن رازها را وظیفهی خود میدانست.
-
بی تردید
-
Less frequent translations
- راسخ
- مشخص
- معین
- واضح
- پر اراده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "decided" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "decided" with translations into Persian
-
قطع کردنی
-
آهنگیدن · اراده کردن · باعث شدن · برآن شدن · به نتیجه رسیدن · تصميم گرفتن · تصمیم گرفتن · تعیین کردن · حکم کردن · داوری کردن · عزم کردن · مشخص کردن · مقرر داشتن · وا داشتن
-
تصمیم پذیری · تصمیمپذیری(منطق)
-
تصميمگرفتن · تصمیم گرفتن · تصمیم گیری · تصمیمگیری · جازم · مشخص نمودن · معین کردن
-
آهنگیدن · اراده کردن · باعث شدن · برآن شدن · به نتیجه رسیدن · تصميم گرفتن · تصمیم گرفتن · تعیین کردن · حکم کردن · داوری کردن · عزم کردن · مشخص کردن · مقرر داشتن · وا داشتن
-
آهنگیدن · اراده کردن · باعث شدن · برآن شدن · به نتیجه رسیدن · تصميم گرفتن · تصمیم گرفتن · تعیین کردن · حکم کردن · داوری کردن · عزم کردن · مشخص کردن · مقرر داشتن · وا داشتن
-
تصميمگرفتن · تصمیم گرفتن · تصمیم گیری · تصمیمگیری · جازم · مشخص نمودن · معین کردن
-
آهنگیدن · اراده کردن · باعث شدن · برآن شدن · به نتیجه رسیدن · تصميم گرفتن · تصمیم گرفتن · تعیین کردن · حکم کردن · داوری کردن · عزم کردن · مشخص کردن · مقرر داشتن · وا داشتن
Add example
Add