Translation of "distinctness" into Persian
وضوح, روشنی, شمردگی are the top translations of "distinctness" into Persian.
distinctness
noun
grammar
The property or degree of being distinct. [..]
-
وضوح
nounI felt a distinct spiritual confirmation that my new assignment was inspired.
بطور وضوح یک تأئید روحانی احساس کردم که مأموریّت جدید من الهام شده بود.
-
روشنی
nounbut no distinct word came to my hearing.
اما کلمهای هم از حرفهایشان به روشنی بهگوش من نرسید
-
شمردگی
-
مجزائی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "distinctness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "distinctness" with translations into Persian
-
اختصاص · اختصاصرفتار خاص · تخصص · رشته اختصاصی
-
(آواشناسی) disjunctive · بازشناخت پذیر · برجسته · خاص · شاخص · متمایز · مشخص · مشخص کننده · ممتاز · ممیزه · نشانگر · نمایانگر · ویژه
-
افتخار · امتیاز · برتری · برجستگی · بزرگی · تبعیض · تشخص · تفاوت · تمایز · جدا شناخت · درجه · رجحان · سربلندی · عالیجناب · فرق · فرور · فضل · ممتازی · ناسانی · ناهمگونی · نشان · نشان امتیاز · وجه تمایز
-
(شعر قدیم) رنگارنگ · آشکار · بی چون و چرا · تک · جدا · جداگانه · روشن · صریح · قابل تمیز · قطعی · متفاوت · متمایز · مجزا · مزین · مشخص · مصمم · منفرد · ناهمسان · ناهمگن · ناهمگون · هویدا · واضح · پیدا
-
کاربران با کمک میله های کشویی به شخصیت های مشخص و قانع کننده خود ( شخصیت های مورد نظرشان ) سرو شکل میدهند
-
بروجه تمیز · بطورمشخص یااختصاصی · به وضوح
-
اختصاص رفتار خاص
-
شایستگی متمایز
Add example
Add