Translation of "draft" into Persian
حواله, برات, آبخور are the top translations of "draft" into Persian.
draft
adjective
verb
noun
masculine
grammar
An early version of a written work [..]
-
حواله
nounand what did he know about banking and drafts and letters of credit?
و از کارهای بانکی و حواله و اعتبارنامه اطلاعی نداشت.
-
برات
nounhas offered me a draft for twenty thousand francs
پس این برات بیست هزار فرانک است که به من داده
-
آبخور
the vertical distance between the waterline and the bottom of the hull (keel)
-
Less frequent translations
- جرعه
- پیش نویس
- طرح
- نسخه
- بارکش
- حمل
- کوران
- بارکشی
- مسوده
- رسم
- ترابر
- ترابرد
- جمعاوری
- شهیق
- غورت
- فراخواستن
- فرودادن
- قلپ
- هواکش
- شرب
- بلع
- ترابری
- حمال
- قورت
- ترسیم
- نوش
- دوز
- کشش
- اجتماع
- نقشه
- نفس
- دم
- (ارابه یا بار و غیره) کشیدن
- (بازرگانی) تخفیف بابت صدمه ی وارده به کالا یا کم شدن وزن آن
- (بانکداری و غیره) حواله
- (برای نامزدی یا خدمت) فراخواندن 1
- (سنگ تراشی) خط راهنما
- (عامیانه) میزان آبجو (وغیره) که هر بار ازبشکه کشیده می شود
- (میزان هوا یا دود که هر بار فرو برده می شود) پک
- (نسخه ی اول و خطخوردگی دار هر چیز) چرک نویس
- (نمونه ی قالب سازی) شیب 4
- (هوا یا دود) فروبری
- (هوا) جریان
- (ورزش های حرفه ای) سهمیه ی هر تیم برای استخدام بازیکنان جدید
- (کشتیرانی - عمق آب مورد نیاز کشتی پر از بار برای آن که به دریا برخورد نکند) آبخور
- (کشیده شده از بشکه) بشکه ای
- آب نشین (draught هم می نویسند) 5
- استنشاق (هوا یا دود سیگار و غیره)
- برات 0
- برون نما
- به استخدام تیم درآوردن 6
- به خدمت زیر پرچم احضارکردن
- به کشتی کشیدن تور ماهی گیری
- جریان هوا
- خدمت اجباری
- خدمت نظام
- خط استادکار 3
- خطوط اصلی
- خطوطاصلی چیزی را کشیدن
- دستگاه تنظیم جریان هوا (در بخاری و غیره)
- دهانه ی لوله ی آب (و غیره) 2
- رسم کردن
- سمیره کشی
- فراخوانی (برای هرگونه خدمت یا نامزدی انتخابات و غیره)
- فشار به جلو
- لیست اسامی
- مقدار (دارو)
- مقدار بار حمل شده یا کشیده شده
- مقدار ماهی گرفته شده در هر تور
- میزان داروی آبگونه که هر بار باید خورده شود
- پیش نویس کردن
- چرک نویس نوشتن
- چرک نویس – حروف معمولی چاپگر
- چیز حمل شده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "draft" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Draft
A status that indicates an article is being written.
-
حواله
Rhett, I'll do anything you say but, for God's sake, write me a draft for the money!
رت باتلر، هر چی تو بگی میکنم، ولی یک حواله برای پول به من بده.
-
برات – حواله- پیش نویس
Images with "draft"
Phrases similar to "draft" with translations into Persian
-
اسبهای بارکش
-
برات موعد دار
-
جانوران بارکش
-
طراحی به کمک کامپیوتر
-
متن پیشنهادی
-
(چک صادره از طرف یک بانک و عهده ی بانک دیگر) برات بانکی · برات بانکی، حواله بانکی · حواله ی بانکی
-
کناب زا لوپ نتفرگ یارب تراک
-
حواله بانکی
Add example
Add