Translation of "enrol" into Persian
ثبت نام کردن, (در کلاس یا مدرسه یا باشگاه و غیره) نام نویسی کردن, (لایحه ی تصویب شده توسط پارلمان) پاکنویس کردن are the top translations of "enrol" into Persian.
enrol
verb
grammar
(UK) Alternative spelling of enroll. [..]
-
ثبت نام کردن
verbAre you telling me future Hitler is enrolled in a gymnastics class?
يعني هيتلر آينده کلاس ژيمناستيک ثبت نام کرده ؟
-
(در کلاس یا مدرسه یا باشگاه و غیره) نام نویسی کردن
-
(لایحه ی تصویب شده توسط پارلمان) پاکنویس کردن
-
Less frequent translations
- به عضویت درآوردن
- در فهرست (یا لیست و غیره) وارد کردن
- رجوع شود به enlist
- عضو کردن یا شدن
- متن نهایی تهیه کردن
- نامنویسی کردن
- وارد خدمت نظام شدن یا کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "enrol" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "enrol" with translations into Persian
-
یمومع یسیون مسا تدم
-
(در کلاس یا مدرسه یا باشگاه و غیره) نام نویسی کردن · (لایحه ی تصویب شده توسط پارلمان) پاکنویس کردن · به عضویت درآوردن · ثبت نام کردن · در فهرست (یا لیست و غیره) وارد کردن · رجوع شود به enlist · عضو کردن یا شدن · متن نهایی تهیه کردن · نامنویسی کردن · وارد خدمت نظام شدن یا کردن · یسیون مسا
-
رکیدم یارب یسیون مسا تسیل
-
دوخب دوخ مان تبث
-
بردن به خدمت نظام · به عضویت درآوری · تعداد اعضا · ثبت · ثبت نام · شمار نام نویسی شدگان · فهرست اعضا · فهرست نام نویسی شدگان · نام نویسی
-
اسم نویسی · ثبت · ثبت نام · دفترثبت · نام نویسی
-
(در کلاس یا مدرسه یا باشگاه و غیره) نام نویسی کردن · (لایحه ی تصویب شده توسط پارلمان) پاکنویس کردن · به عضویت درآوردن · ثبت نام کردن · در فهرست (یا لیست و غیره) وارد کردن · رجوع شود به enlist · عضو کردن یا شدن · متن نهایی تهیه کردن · نامنویسی کردن · وارد خدمت نظام شدن یا کردن · یسیون مسا
-
(در کلاس یا مدرسه یا باشگاه و غیره) نام نویسی کردن · (لایحه ی تصویب شده توسط پارلمان) پاکنویس کردن · به عضویت درآوردن · ثبت نام کردن · در فهرست (یا لیست و غیره) وارد کردن · رجوع شود به enlist · عضو کردن یا شدن · متن نهایی تهیه کردن · نامنویسی کردن · وارد خدمت نظام شدن یا کردن · یسیون مسا
Add example
Add