Translation of "evasive" into Persian
گریزگرانه, گریزان, دیرگیر are the top translations of "evasive" into Persian.
evasive
adjective
grammar
Tending to avoid speaking openly or making revelations about oneself. [..]
-
گریزگرانه
-
گریزان
adjectiveThere were evasive and yet strained and feverish eye flashes between them.
نگاههای تند و گریزان و در عین حال دردناک و تب آلودی مابینشان ردوبدل میشد.
-
دیرگیر
-
Less frequent translations
- گریزآمیز
- گریزجوی
- گریزجویانه
- گریزپای
- (آنچه که به سختی گیر می افتد) دیر گرفتار
- (حرف) دوپهلو
- حیله گرانه
- طفره آمیز
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "evasive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "evasive" with translations into Persian
-
طفره زدنی · گریززدنی
-
فرار از پرداخت مالیات – فرار از بار مالیاتی
-
ازروی تجاهل · بابهانه یاحیله · طفره زنان · گریززنان
-
تمایل به طفره یاگریز · حالت یاخوی طفره زنی
-
فرار از پرداخت مالیات، تخلف مالیاتی · فرار مالیاتی
-
ابهام · اجتناب · از زیر چیزی در رفتن · تجاهل · دروغ · شانه خالی کردن · طفره · قصور (عمدی) · گریز (از مسئولیت یا کار و غیره) · گریزگری
Add example
Add