Translation of "excursion" into Persian
گشتوگذار, گردش, انحراف are the top translations of "excursion" into Persian.
excursion
verb
noun
grammar
A brief recreational trip; a journey out of the usual way [..]
-
گشتوگذار
brief recreational trip
-
گردش
nounRegard tonight's excursion as part of your education.
گردش امشب رو به عنوان بخشي از آموزشت در نظر بگير
-
انحراف
noun
-
Less frequent translations
- سفر تفریحی
- گشت و گذار
- تفریح
- تفرج
- توریستی
- همسفران
- کژروی
- گلگشت
- تور
- (سفر کوتاه که در محل آغاز پایان می یابد) گشت
- (فیزیک - پزشکی) برون گردی
- (مهجور) برون شدن از دژ و حمله به دشمن
- (کشتی و هواپیما و ترن و اتوبوس) سفر رفت و برگشت (با تخفیف و محدودیت تاریخ حرکت)
- تک ناگهانی
- وابسته به چنین سفری
- گروهی که باهم به چنین سفری می روند
- گشت و گردش
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "excursion" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "excursion"
Phrases similar to "excursion" with translations into Persian
-
منحرف شدن · گردش کردن
-
(فضا نوردی - بخشی از فضا ناو امریکایی آپولو که از فضا ناو جدا شده و با دو فضا نورد بر ماه فرود آمد و بازگشت) ناو ماه پیما
-
ازروی بی ترتیبی · بطورسرگردان یاسیار · منحرفانه
-
(نطق یا نگارش یا کتاب و غیره) پرانحراف · استدلالی · برهانی · پر از گریززنی · پراکنده · گریز
Add example
Add