Translation of "exposure" into Persian
افشا, نوردهی, افشاگری are the top translations of "exposure" into Persian.
exposure
noun
grammar
(uncountable) The condition of being exposed, uncovered, or unprotected. [..]
-
افشا
I wasn't as angry with the source of my exposure as I would have expected to feel.
بدبخت جیکوب به لک آن طور که انتظار داشتم از دست منبع افشا کننده عصبانی نبودم.
-
نوردهی
amount of light captured by a camera
-
افشاگری
-
Less frequent translations
- ارائه
- سمت، جهت، طرف
- نمایان سازی
- پرتودهی
- نمایشی
- عرض
- (از نظر باد و آفتاب) موقعیت
- (به ویژه هنرپیشگان سینما و تلویزیون و غیره) در معرض دید قرار گیری
- (عکاسی و فیلم برداری و غیره) نوردهی
- آشکار سازی
- برملا سازی
- برون گذاشت
- حدود خطر – امکانات خطر و ریسک در بیمه
- حضور، در معرض دید قرار دادن، نمایش دادن
- رو (به)
- زمان نوردهی
- عرضه سازی
- قاب فیلم
- قرار دادن در معرض چیزی
- قرارگرفتن در معرض توجه
- قرارگیری در معرض هوای سرد
- مواجهه، در معرض قرار گرفتن
- نشان دهی
- پرده برداری
- پرده دری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "exposure" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Exposure
+
Add translation
Add
"Exposure" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Exposure in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "exposure"
Phrases similar to "exposure" with translations into Persian
-
ریسک ناشی از تغییر نرخ تسعیر ارزدر حسابداری
-
مواجهه با برند
-
متن پیشنهادی
-
پیشگیری پیش از در معرض قرارگرفتن
-
متن پیشنهادی گزارشگری مالی
-
تابش آفتاب · در معرض نور خورشيد · سپیدایی
-
(عکاسی) عکسبرداری آهسته (نور بینی فیلم برای بیش از نیم ثانیه) · عکس آهسته
-
تابش پرتو
Add example
Add