Translation of "extract" into Persian

عصاره, شیره, نژیدن are the top translations of "extract" into Persian.

extract verb noun grammar

That which is extracted or drawn out. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • عصاره

    that they use it after extracting the oil for some reason

    که آنها به دلایلی بعد از استخراج عصاره و روغن،از آن استفاده میکنند

  • شیره

    This is extract of lithops for the pain, a powerful sedative.

    این شیره ی لیتوپسه ، برای دردت ، مسکن خیلی قوی ایه.

  • نژیدن

    to draw out

  • Less frequent translations

    • خلاصه
    • استخراج کردن
    • گلچین
    • منتخب
    • چکیده
    • درآوردن
    • افشردن
    • برهیختن
    • برونبرد
    • تریدن
    • چلانه
    • چلانیدن
    • برکندن
    • افشره
    • کندن
    • (آب میوه و غیره را) گرفتن
    • (از خاک معدنی فلز گرفتن) استخراج کردن
    • (از کتاب و غیره) گزیده
    • (از کتاب یا مقاله و غیره) نقل قول کردن
    • (با کوشش) بیرون کشیدن
    • (داروسازی) اکستره (هر داروی غلیظی که از حل کردن ماده ای در الکل یا اتر و تبخیر آن به دست می آید)
    • (دندان و غیره) کشیدن
    • (ریاضی) ریشه ی کمیتی را استخراج کردن
    • (لذت) بردن
    • (منطق و استدلال) نتیجه گیری کردن
    • آب میوه (یا سبزی)
    • استقرا کردن
    • برون کشه
    • بیرون کشیدن
    • رونویسی کردن
    • شیره گرفتن
    • عصاره گرفتن
    • قطعه منتخب
    • نقل قول
    • چم گیری کردن
    • گزیدن (بخش های خواندنی)
    • گلچین کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "extract" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "extract" with translations into Persian

  • عصارههاي پوست درخت
  • استخراج فاز جامد
  • دراوردنی · قابل استخراج · کشیدنی
  • (به زور یا تهدید) اخذ · آب (میوه و سبزی و غیره) · استخراج · اصل · اصل و نسب · افشره · برهیخت · برهیختن · برون کشی · برکندن · بیرون کشی · تبار · تخمه · تریدن · خارج کردن · درآوردن · درکشیدن · دندان کشیدن · شیره · عصاره · عصاره گیری · نژاد · چکیده · کندن
  • دراوردنی · قابل استخراج · کشیدنی
  • اخذ کردنی · استخراجی · افشره · افشره مانند · برهیختی · تریدنی · درآوردنی · شیره · عصاره · عصاره مانند · قابل کشیدن (مثل دندان) · وابسته به برون کشی · چلانه · چکیده · چکیده سان · کشیدنی · کندنی
  • استخراج با حلال
  • عصارههای بذر
Add

Translations of "extract" into Persian in sentences, translation memory