Translation of "fabled" into Persian

وانمودین, ساختگی, (ذکر شده) در داستان ها are the top translations of "fabled" into Persian.

fabled adjective grammar

Made known by fables; legendary, famed. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • وانمودین

  • ساختگی

  • (ذکر شده) در داستان ها

  • Less frequent translations

    • افسانه ای
    • غیر واقعی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fabled" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "fabled" with translations into Persian

  • (قدیمی) ساختار یا داستان یک اثر ادبی · اختراع · اسطوره · افسانه · افسانه نوشتن · تمثیل · حکایت · حکایت (به ویژه اگر اخلاقی باشد و شخصیت های آن حیوانات باشند مثل حکایات کلیله و دمنه) · حکایت اخلاقی · حکایت بافتن · خیال · داستان · داستان (اخلاقی) · داستان اخلاقی · داستان دروغین · دروغ · دروغ بافی کردن · دستان · شرح · طرح داستان · فهرست · قصه · قصه گفتن · مثال · مثل · نقش · وهم
  • (قدیمی) ساختار یا داستان یک اثر ادبی · اختراع · اسطوره · افسانه · افسانه نوشتن · تمثیل · حکایت · حکایت (به ویژه اگر اخلاقی باشد و شخصیت های آن حیوانات باشند مثل حکایات کلیله و دمنه) · حکایت اخلاقی · حکایت بافتن · خیال · داستان · داستان (اخلاقی) · داستان اخلاقی · داستان دروغین · دروغ · دروغ بافی کردن · دستان · شرح · طرح داستان · فهرست · قصه · قصه گفتن · مثال · مثل · نقش · وهم
Add

Translations of "fabled" into Persian in sentences, translation memory