Translation of "fold" into Persian

تاه, تا, لا are the top translations of "fold" into Persian.

fold verb noun grammar

An act of folding. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تاه

    bend or crease

  • تا

    noun

    It's been recently folded, but it's not new.

    به تازگی تا خورده ، اما این تازه نیست.

  • لا

    noun

    His white feet flashed beneath the tossed folds of his cashmere robes.

    آب از لا بلای گیاهان قرمز رنگ چون لختههای خون به نظرمیرسید.

  • Less frequent translations

    • چین
    • شکن
    • پیروان
    • تاخوردگی
    • خمیدگی
    • تازدن
    • شکنه
    • مومنان
    • پلیسه
    • پیلی
    • گوسفندگاه
    • طره
    • رمه
    • سرپناه
    • جماعت
    • (امریکا - عامیانه) شکست خوردن
    • (انگلیس) دره ی کوچک 3
    • (با تازدن روی هم) جمع کردن (و کنار گذاشتن)
    • (با: away) روی هم تاکردن
    • (جامه) پیله
    • (جمع) لا به لا
    • (خطی که در اثر تاکردن ایجاد می شود) خط شلوار
    • (دسته ای از مردم دارای عقاید یا علایق مشترک)هم دینان
    • (زمین شناسی) چین
    • (شرکت یا مغازه یا اقدام و غیره) به هم خوردن
    • (صفت ساز و قیدساز) - برابر
    • (صفت ساز) - گانه
    • (عامیانه - معمولا با: up - از درد یا خنده و غیره) دولا شدن
    • (پرندگان و هواپیما) بال ها را به سینه چسباندن
    • - بار
    • - جانبه
    • - لا
    • - چندان
    • آغل (گوسفند)
    • آغل کردن
    • ازحال رفتن 0
    • بال ها را جمع کردن
    • بالا زدن
    • برچیده شدن
    • برگرداندن (روی هم)
    • به هم گره زدن
    • تاکردن یا شدن
    • تعطیل شدن
    • حصار گوسفند
    • در آغل نگهداری کردن
    • در آغوش گرفتن
    • دربر گرفتن
    • درهم کردن
    • شکنج 1
    • قرار دادن
    • هم مسلکان
    • پیچیدن در
    • چروک 2
    • چین و چروک
    • گذاشتن (در درون پاکت و غیره)
    • گله ی گوسفند
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "fold" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "fold"

Phrases similar to "fold" with translations into Persian

Add

Translations of "fold" into Persian in sentences, translation memory