Translation of "fulling" into Persian
قصاری, پاک کردن یاشستن پارچه های پشمی are the top translations of "fulling" into Persian.
fulling
noun
verb
grammar
Present participle of full. To make cloth denser and firmer. [..]
-
قصاری
-
پاک کردن یاشستن پارچه های پشمی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "fulling" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "fulling" with translations into Persian
-
قیمت گذاری هرینه کامل
-
بدهی کامل
-
هزینه کلی
-
رشید، رسیده
-
درست در میان چیزی، یا جائی
-
افشای کامل
-
(افکار و شغل و احساسات و غیره) گرفتار · (با: of) دل سیر · (با: of) کثیر · (دامن زنانه و غیره) پف کرده · (صدا) روشن و ژرف و رسا · (ماه) قرص کامل شدن · (پارچه و لباس) کوتاه و به هم فشرده کردن (با حرارت یا فشار یا آب) · por · آکنده · بدر · بسیار · بلند و فراخ · به منتها درجه · بیزار · تمام · تنی · تپل · جامع · خیلی · دارای مقدار زیاد (از چیزی) · درست · درست و حسابی · سخت مشغول 1 · سرشار · سیر · شلوغ · صاف و مستقیم 2 · قرص کامل ماه · لبریز · مالامال · ماه شب چهارده · مطلق · مفصل · مملو · نمد مالیدن · پر · پر طنین · پر گوشت · پُر · کامل · کاملا · گرد و قلمبه · گشاد و پرچین · گشاد و چین دار کردن 0 · گوشتالو
Add example
Add