Translation of "galleried" into Persian

بازارچه دار, تو در تو, گالری دار are the top translations of "galleried" into Persian.

galleried adjective grammar

Having a gallery structure, particularly in the form of a covered passage supported by columns, or arches. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بازارچه دار

  • تو در تو

  • گالری دار

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "galleried" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "galleried" with translations into Persian

  • (امریکا - خودمانی) ردیف های آخر بالکن تئاتر (که بلیطهای آن از همه ارزانتر است)
  • نگارخانه ملی هنر آمریکا
  • گالری عکس Windows Live
  • نگارخانه ترتیاکوف
  • (تنیس) حاشیه ی چپ زمین
  • (در تماشاخانه و کلیساهایی که چند ردیف بالکن دارند) بالکن فوقانی (که بلیطهای آن ارزانتراست) · (در مورد آثار هنری) مجموعه · (در موزه ها و غیره) سالنی که در آن اشیا به نمایش گذاشته می شوند · (عکاسی)استودیو · (محل نمایش و خرید و فروش اشیای هنری) گالری هنری · (معدن) نقب · (هنر) کارگاه · اتاق باریک و دراز · ارزانترین صندلی های تماشاخانه · ایوان · بالاخانه · بالکن دراز و باریک (درجنوب ایالات متحده) ایوان · تماشاچیان · تماشاچیان این قسمت تماشاخانه (که مظهر سلیقه ی عوام تلقی می شوند) · تونل 0 · حضار · حفره (حفاری شده توسط حیوانات) 1 · دارای بالکن کردن · دهلیز · دیواره (چوبی یافلزی) در لبه ی میز یا طاقچه 2 · راهرو · سالن · سالن تمرین تیراندازی · سرسرا · عنوان · غلام گردش · لژ فوقانی · نقب · نمایشگاه · نمایشگاه هنرهای زیبا · نگارخانه · هشتی · گالری · گذرگاه سر پوشیده (که سقف آن بر چندین ستون سوار است) · گروهه
  • گالری عکس Windows
  • خودنمایی کردن
Add

Translations of "galleried" into Persian in sentences, translation memory