Translation of "gradienter" into Persian

ترازنما, شیب سنج are the top translations of "gradienter" into Persian.

gradienter
+ Add

English-Persian dictionary

  • ترازنما

  • شیب سنج

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "gradienter" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "gradienter" with translations into Persian

  • روش گرادیان مزدوج
  • دما شیب · میزان تغییر حرارت بر حسب ارتفاع
  • (راه آهن و جاده سازی) شیب یکنواخت · (ریاضی و فیزیک) گرادیان · (زیست شناسی) بر آورد و درجه بندی میزان رشد و سوخت و ساز در جنین یا اندام یا سازواره · رنگ تدریجی · زینه مندی · سالک · سرازیر یا سربالا · شیب · شیو · ضریب زاویه · متحرک · میزان شیب · گرایند
  • رجوع شود به pressure gradient
  • میزان کاهش فشار هوا دریک ناحیه
  • (راه آهن و جاده سازی) شیب یکنواخت · (ریاضی و فیزیک) گرادیان · (زیست شناسی) بر آورد و درجه بندی میزان رشد و سوخت و ساز در جنین یا اندام یا سازواره · رنگ تدریجی · زینه مندی · سالک · سرازیر یا سربالا · شیب · شیو · ضریب زاویه · متحرک · میزان شیب · گرایند
  • (راه آهن و جاده سازی) شیب یکنواخت · (ریاضی و فیزیک) گرادیان · (زیست شناسی) بر آورد و درجه بندی میزان رشد و سوخت و ساز در جنین یا اندام یا سازواره · رنگ تدریجی · زینه مندی · سالک · سرازیر یا سربالا · شیب · شیو · ضریب زاویه · متحرک · میزان شیب · گرایند
  • (راه آهن و جاده سازی) شیب یکنواخت · (ریاضی و فیزیک) گرادیان · (زیست شناسی) بر آورد و درجه بندی میزان رشد و سوخت و ساز در جنین یا اندام یا سازواره · رنگ تدریجی · زینه مندی · سالک · سرازیر یا سربالا · شیب · شیو · ضریب زاویه · متحرک · میزان شیب · گرایند
Add

Translations of "gradienter" into Persian in sentences, translation memory