Translation of "handful" into Persian

تنی چند, مشت, مشتی are the top translations of "handful" into Persian.

handful noun grammar

As much as the hand will grasp or contain. - Joseph Addison [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تنی چند

    noun
  • مشت

    noun

    This time he closed his hand with no help, holding the stone savagely tight.

    این دفعه بدون کمک، دستش را مشت کردو سنگ را با قدرت وحشیانهای به مشت گرفت.

  • مشتی

    noun

    We shall take part in it as handfuls of dust and splinters of bone.

    به صورت مشتی خاک و تراشهای استخوان در آن شرکت خواهیم جست.

  • Less frequent translations

    • معدودی
    • وقتگیر
    • چموش
    • (به اندازه ی یک دست پر) یک مشت
    • (عامیانه) شیطان
    • تعداد کمی (از مردم یا چیزها)
    • شمار کم
    • مایه ی شر
    • مایه ی صد من شیر
    • مشت واره
    • يك مشت پر
    • یک مشت پر
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "handful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "handful"

Phrases similar to "handful" with translations into Persian

  • (به اندازه ی) پهنای دست · (به اندازه ی) یک مشت · (تحت) توجه · (دست به عنوان عامل مهارت) زبردستی · (دست به عنوان نشان) قول و قرار · (سخت پوستان و برخی درندگان) چنگال · (شخص یا دستگاه) سازنده · (نخستیان) پا · (وابسته به یا برای دست) دستی · (کسی که با دست کاری را انجام می دهد) کارگر · اختیار · اعتبار · به عهده ی · تملک · جهت (معمولا همراه با: right یا left) · داشتن · دست (دوستی یا اتحاد و غیره) دادن · دست زدن · دست ساخت 0 · دستگیری · دَست · رد کردن · روش اجرا · سردست · عهد · فعله · قلاب · مشته · مشتواره 9 · مهارت · نرمی یا زبری پارچه 8 · نقش · نویسنده 3 · نیرو · وعده · پایمردی 0 · چهار انگشت 5 · چیرگی · کف زنی · ید · یدی · یکان طول برابر با حدود - اینچ
  • شمشیرهای قادسیه
  • بهره برداری از اطلاعات
  • تحویل دادن ساختمان ابنیه
Add

Translations of "handful" into Persian in sentences, translation memory