Translation of "impetuously" into Persian

تند, متهورانه, ازروی بی پروایی are the top translations of "impetuously" into Persian.

impetuously adverb grammar

In an impetuous manner; with sudden force; violently; rashly. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تند

    adjective adverb

    Then, said the doctor impetuously, I put it to you again

    دکتر باز با همان لحن تند خود پرسید: خوب. من یک بار دیگر این سئوال را پیش میکشم.

  • متهورانه

  • ازروی بی پروایی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "impetuously" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "impetuously" with translations into Persian

  • (آنچه که با نیرو و شدت زیاد حرکت کند) پرخشونت · (کسی که با شتاب و نسنجیده عمل کند) شتابزده · بى پروا · بی صبر · بی قرار و دمدمی · بی پروا · تابع امیال آنی · تندخو · دیوسار · عجول · ناگه کار · پرشدت
  • انگيختار · انگيزه · انگیزان · انگیزه · برانگیزنده · تکان · تکانگر · جنبش زا · مشوق · نیروی برانگیزنده · نیروی جنبش · نیروی حرکتی · گشتاور
  • بی پروایی · تندی · تهور
  • انگيختار · انگيزه · انگیزان · انگیزه · برانگیزنده · تکان · تکانگر · جنبش زا · مشوق · نیروی برانگیزنده · نیروی جنبش · نیروی حرکتی · گشتاور
  • (آنچه که با نیرو و شدت زیاد حرکت کند) پرخشونت · (کسی که با شتاب و نسنجیده عمل کند) شتابزده · بى پروا · بی صبر · بی قرار و دمدمی · بی پروا · تابع امیال آنی · تندخو · دیوسار · عجول · ناگه کار · پرشدت
  • انگيختار · انگيزه · انگیزان · انگیزه · برانگیزنده · تکان · تکانگر · جنبش زا · مشوق · نیروی برانگیزنده · نیروی جنبش · نیروی حرکتی · گشتاور
  • (آنچه که با نیرو و شدت زیاد حرکت کند) پرخشونت · (کسی که با شتاب و نسنجیده عمل کند) شتابزده · بى پروا · بی صبر · بی قرار و دمدمی · بی پروا · تابع امیال آنی · تندخو · دیوسار · عجول · ناگه کار · پرشدت
Add

Translations of "impetuously" into Persian in sentences, translation memory