Translation of "impulsive" into Persian
تندخو, هوسی, دله are the top translations of "impulsive" into Persian.
impulsive
adjective
noun
grammar
Having the power of driving or impelling; giving an impulse; moving; impellent. [..]
-
تندخو
adjective -
هوسی
Moved by a sudden impulse he groped for a loose stone, and let it drop.
هوسی ناگهانی تحریکش کرد و کورمال کورمال دنبال یکی از سنگهای پراکنده گشت و آن را داخل چاه راها کرد.
-
دله
noun
-
Less frequent translations
- (کسی که از روی ویر یا هوس کار می کند) ویری
- بی پروا
- درون رانشی
- دمدمی مزاج
- دهن بین
- ناگه خواه
- پیش رانشی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "impulsive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "impulsive" with translations into Persian
-
تكانشگری · تکانشگری
-
با قوه محرک انی · بدون اراده · بی اندیشه
-
تکانه ویژه
-
تجهیزات فوری
-
ناگهاني
-
(برق) تشدید ناگهانی جریان · (برق) کوبه · (تنکرد شناسی) تکانه · (زیست شناسی) پیام عصبی · (مکانیک) دگرگونی گشتاور · ارتعاشات · انگیزه · تغییر مومنتوم · تغییرات ناگهانی ولتاژ · تلون مزاج · تمایل فکری · تپش · تکان · تکانه · خیال · زنش · سائقه · ضربه · ضربه (رجوع شود به impetus) · مقدار حرکت · میل · نیروی جنبش · هوس · هوسی · وسوسه · وهم · ویر
-
اجبار
-
اختلال کنترل تکانه
Add example
Add