Translation of "indention" into Persian
توگذاری, توگیری, سفارش are the top translations of "indention" into Persian.
indention
noun
grammar
The act of indenting a line of text by including blank space at the beginning [..]
-
توگذاری
-
توگیری
-
سفارش
noun
-
Less frequent translations
- (در اول پاراگراف یا سطر و غیره) فاصله گذاری
- تو رفتگی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "indention" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "indention" with translations into Persian
-
(از طریق سفارشنامه یا درخواستنامه) کالا سفارش دادن · (با فشردن مهر بی جوهر برکاغذ و غیره) فرورفتگی ایجاد کردن · (بازرگانی) قرارداد (یا ورقه یا درخواست) سفارش کالا از برون مرز (که معمولا در دو یا سه نسخه تهیه می شود) · (بلیط بخت آزمایی و سند و غیره) ناصاف بریدن (به طوری که بعدا بتوان با جفت کردن بریدگی اصالت آن را تاiیید کرد) · (در لبه یا حاشیه) بریدگی · (در نگارش و ماشین نویسی و چاپ و غیره) سرسطر را فاصله دادن · (قرارداد و غیره را) در دو (یاچند) نسخه نوشتن · (لبه یا حاشیه را) دندانه دار کردن · (نجاری و غیره) مادگی و زبانه را با هم جفت کردن · (نمای برونی را) بریده بریده کردن · (نوکر یا شاگرد نجار یا شاگرد بنا و غیره را) با قرارداد ملزم کردن (indenturedهم می گویند) · تو رفتگی · تورفتگی · تورفتگی سر سطر · درخواستنامه ی صدور کالا (با ذکر شرایط معامله) · دندانه · دندانه دندانه کردن · دندانه ها را جفت کردن · سفارش · سفارش (کالا) · سفارش دادن · سفارشنامه · فاصله ی سرسطر · فرورفتگی · فرورفتگی اولین خط پاراگراف · قر کردن · قری · قری ایجاد کردن · مفرس کردن یا شدن · مهر برجسته کردن · نقش برجسته (یا فرورفته) · کنگره (بیشتر indentation هم می گویند) · کنگره دار کردن یا شدن
-
(در اول پاراگراف یا سطر و غیره) فاصله · بریدگی · تضریس · تو رفتگی · تو گیری · تورفتگی · توگذاری · دندانه · سفارش · فرورفتگی · قری · چاله کنی · کنگره
-
تورفتگی کاهش یافته
-
تورفتگی معلق
-
تو گذاشته · دندان موشی · دندانه دندانه · عقب پرده · کنگره دار
Add example
Add