Translation of "interchangeably" into Persian
بطور تبادل پذیر, بطور قابل معاوضه, چنانکه بتوان بحای یکدیگربکاربرد are the top translations of "interchangeably" into Persian.
interchangeably
adverb
grammar
with the ability of being interchanged or swapped [..]
-
بطور تبادل پذیر
-
بطور قابل معاوضه
-
چنانکه بتوان بحای یکدیگربکاربرد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "interchangeably" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "interchangeably" with translations into Persian
-
(تقاطع غیر هم سطح و بدون ایست جاده ها) هم گذرگاه · (جای دو چیز را با هم عوض کردن) گهولیدن · تبادل · تناوب · جاده تبادلی · داد و گرفت · داد و گرفت کردن · عوض و بدل کردن · مبادله · مبادله کردن · متناوب کردن · معاوضه کردن · پا یا پای کردن · پایاپایی · پستا کردن · پستایی · گاهوار کردن · گاهواری · گهولش · یکی در میان کردن
-
تبادل الکترونیکی داده ها
-
جیف
-
تبادل پذیر · قابل مبادله · قابل معاوضه · مترادف · پایاپای شدنی · گهولش پذیر
-
تبادل پذیری · ترادف · تناوب · قابلیت تعویض · قابلیت مبادله · معاوضه پذیری
-
کد استاندارد آمریکایی برای جابجایی و تبادل اطلاعات
-
مبادله الکترونیکی دادهها
-
مبادله
Add example
Add